تبليغاتX
چهل و هشت

چهل و هشت

هدایت اله امینیان


 

"الف" عضوی از مجموعه "ب" است ... "الف" عضوی از مجموعه "ج" است ... هچ دلیلی وجود ندارد که الزاماً هر عضو "ب" عضوی از مجموعه ی "ج" باشد و یا هر عضو "ج" عضوی از مجموعه ی "ب".

"درِ فلزی سبز رنگ" ، عضوی از دو مجموعه "درهای فلزی" و "درهای سبز رنگ" است ... ولی دلیلی وجود ندارد تا هر "در فلزی" عضوی از مجموعه ی "درهای سبز رنگ" باشد و یا هر "در سبز رنگ" عضوی از مجموعه ی "درهای فلزی" باشد.

"درِ فلزی سبز رنگ" به دلیل "فلزی بودن" عضوی از مجموعه ی "درهای فلزی" است ... در این مجموعه ، ممکن است درهای فلزی قرمز ، زرد و یا آبی هم وجود داشته باشد ... عضویت در این مجموعه فقط به واسطه ی "جنس فلزی در" است و نه به واسطه ی "سبز رنگ بودن" ... رابطه ی بین این در با درهای دیگر این مجموعه ، فقط براساس جنس یکسان فلزی آنها برقرار می شود.

"در فلزی سبز رنگ" به دلیل "سبز بودن" عضوی از مجموعه ی "درهای سبز رنگ" است ... در این مجموعه ، ممکن است درهای چوبی و یا سنگی هم وجود داشته باشد ... عضویت در این مجموعه فقط به واسطه ی "رنگ سبز" است و نه به واسطه ی "فلز بودن" ... رابطه ی بین این در با درهای دیگر مجموعه نیز فقط براساس رنگ یکسان سبز آنها برقرار می شود.

یک در می تواند به دلایل مختلف ، در مجموعه های متفاوت دیگری هم عضو باشد ، مجموعه ی درهای قدیمی ، مجموعه ی درهای کلون دار ، مجموعه ی درهای دو لنگه ... این در می تواند ، در مجموعه های بزرگ تر و یا کوچک تر دیگری هم عضو باشد ، مجموعه های بزرگ تری هم چون "مجموعه ی درها" و "مجموعه ی در و پنجره ها" و مجموعه های کوچک تری همچون "مجموعه درهای آهنی یا آلومینیومی" و "مجموعه ی درهای سبز یشمی".

 

عضویت در یک مجموعه ، مانع از عضویت در مجموعه های دیگر نیست ، مگر آن که با ویژگی های مورد نظر جهت عضویت در مجموعه ناسازگار باشد ... به عبارتی ، می توان در هر مجموعه ای عضو بود ، به شرط آن که واجد شرایط عضویت در آن مجموعه بود ... یک "در فلزی سبز رنگ" می تواند در "مجموعه ی سبزها" عضو باشد ، ولی نمی تواند در "مجموعه ی صورتی ها" عضو شود ... یک "در فلزی سبز رنگ" می تواند در مجموعه ی فلزات عضو باشد ولی نمی تواند در مجموعه ی چوب ها عضو شود ... یک "در فلزی سبز رنگ" می تواند در "مجموعه ی تجهیزات و وسایل منزل" عضو باشد ولی نمی تواند در مجموعه ی چهارپایان عضو باشد.

 

عضویت در یک مجموعه ، موجب ایجاد رابطه بین اعضاء آن مجموعه می شود و رابطه فقط براساس همان ویژگی هایی است که موجب عضویت می شود ... اعضاء مجموعه ی "درهای فلزی" به دلیل "در بودن" و "فلزی بودن" عضو این مجموعه هستند و نداشتن هر یک از این دو ویژگی ، مانع از عضویت می شود ... هر گونه ارتباطی بین اعضاء به دلیل در بودن و فلزی بودن آنها است ... حال ، ممکن است ، ویژگی های دیگری هم به میان آید که منجر به ایجاد زیر مجموعه هایی شود ... شاید بتوان در بین این "درهای فلزی" چند عضو با رنگ سبز پیدا کرد و مجموعه ی "درهای فلزی سبز رنگ" را تشکیل داد.

 

قوانین حاکم بر مجموعه ها و روابط بین مجموعه ای ، در چه جاها که به کار نمی آیند ...

 

   +
        6:51 بعد از ظهر دوشنبه 10 فروردین1388  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



 

چرا سیب از درخت بر زمین می افتد؟ ... آیا ممکن است سیبی از درخت بر زمین نیافتد؟ ... آیا چون تاکنون هیچ سیبی از روی درخت به آسمان نیافتاده است ، ممکن است هیچ وقت دیگری هم به آسمان نیافتاد؟ ... آیا چون ممکن است یک زمانی ، سیبی به آسمان بیافتاد ، در فصل چیدن سیب ، در آسمان ها به دنبال آن می گردیم؟

 

   +
        11:33 بعد از ظهر پنجشنبه 6 فروردین1388  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



 

در مدرسه خواندم ، اسب از چهارپايان است. امروز ، كره اسبي ديدم كه وقتي به دنيا آمد سه پا داشت. آيا هنوز هم اسب از چهارپايان است؟!

 

   +
        1:4 قبل از ظهر سه شنبه 9 بهمن1386  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



    «‌ زندگي ناآزموده ارزش زيستن ندارد»

                                                        افلاطون – رساله آپولوژن

   +
        1:46 قبل از ظهر جمعه 22 اردیبهشت1385  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



 

« آگاتون عزيز ، اين حقيقت است كه نمي تواني آن را ابطال كني ، رد كردن سقراط كه كار آساني است.»

                                                                                        افلاطون - رساله مهماني

   +
        1:42 قبل از ظهر جمعه 22 اردیبهشت1385  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



 

مزرعه دار نگران گاو دردانه اش دِيزي است. در واقع حتي وقتي كه كارگرش به او مي گويد كه دِيزي سرخوشانه در مزرعه مي چرخد ، همچنان دل نگران است.

او مي گويد :‌ « مي خواهد به يقين اين موضوع را بداند و نمي خواهد فقط با 99% احتمال فكر كند دِيزي سالم است ،‌ مي خواهد بتواند بگويد كه مي داند حال دِيزي خوب است.»

مزرعه دار به مزرعه مي رود و در كنار دروازه مي ايستد و از دور و از پشت چند درخت ، شكلي سياه و سفيد مي بيند كه آن را گاو محبوبش تشخيص مي دهد. مزرعه دار برمي گردد و به كارگرش مي گويد كه مي داند دِيزي در مزرعه است.

در اين موقع آيا مزرعه دار واقعاً اين موضوع را مي داند؟

كارگر مي گويد : « او هم وارسي خواهد كرد » و به مزرعه مي رود. در آنجا او دِيزي را مي يابد كه در گودالي پشت يك بوته زار چُرت مي زند و دور از دروازه تكه كاغذ بزرگ سياه و سفيدي را مي بيند كه به درخت گير كرده است. 

همان طور كه مزرعه دار فكر مي كرد ، دِيزي در مزرعه است اما آيا او درست مي گفت كه مي داند گاوش آنجاست؟

                             مارتين كوهن - 101 مسئله فلسفي

                                  مسئله دوم – ناسازه وارها
   +
        1:41 قبل از ظهر جمعه 22 اردیبهشت1385  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



مي گويند سقراط پس از اشاره به حرفه مادرش كه قابله بود روش فلسفي خود را با تشبيه به حرفه او چنين توضيح مي دهد :

« روش كمك به زايمان كه من به كار مي برم شبيه آن است كه قابله ها عمل مي كنند. با اين تفاوت كه آنها روي زنان و من روي مردها كار مي كنم. آنان با بدن سر و كار دارند و من با ذهن....

من ،‌ خويشتن از خرد و دانايي بي بهره ام و از اين روست كه آپولون مرا بر كار خرد ديگران گمارده است و از زادن خويشتن خويشم محروم كرده است.»

 

                                                                        افلاطون – رساله تائتتوس
   +
        2:55 قبل از ظهر جمعه 8 اردیبهشت1385  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



« در حالي كه چيزي نمي دانم چه مي توانم بنويسم».

                       سقراط

 

سقراط در ادامه اين جمله مي گويد :

« خدايی مصري بود كه تئوت نام داشت و اعداد ، هندسه ، نجوم ، تاس و نوشتن را ابداع كرده بود.

روزي تئوت به نزد ثاموس پادشاه مصر عليا رفت تا ابداعات خود را به نشان دهد. وقتي كه تئوت به توضيح الفبا رسيد ، گفت :

« اين اختراعي است كه خرد و حافظه قوم تو را بسيار بهبود خواهد بخشيد»

پادشاه در پاسخ گفت :

« اي تئوت هوشمند ، الفباي تو دقيقاً عكس تأثيري را كه گفتي خواهد داشت. از اين رو كه مصريان به محض شروع به تكيه بر خرد نوشتاري ، ديگر از حافظه خود بهره نخواهند گرفت و به جاي فرا خواندن از منابع درون خود چنان كه شايسته است آنها را با استفاده از علامت بيروني به ياد خواهند آورد»

 

افلاطون – رساله فايدون

   +
        11:57 بعد از ظهر شنبه 2 اردیبهشت1385  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



قاضي درد تاكنون با افراد نامطبوع بسياري مواجه شده بود اما اين يكي كه خود را « فيلسوف » مي دانست اما هرگز مطالعه فلسفي نكرده بود حقيقتاً او را آزرده بود.

درد به او گفت :

« زنداني ، مايلم ارزش صداقت را به شما بياموزم. شما به خاطر شيادي و حقه بازي و دروغ گويي مكرر و منظم جهت نجات جان مفلوك خود ،‌ محكوم هستيد. خوب ، دوست من ، اكنون عدالت گريبانتان را گرفته است. حكم دادگاه اين است كه ... (در اينجا قاضي درد براي ايجاد تأثير ، لختي درنگ كرد ، دستكش هاي سياهش را پوشيد و ‌كلاه سياهش را بر سر گذاشت ) ... كه از اينجا به محل اعدام برده و به دار مجازات آويخته شويد.

... اما از آنجا كه من قاضي بزرگواري هستم شما را مجالي ديگر مي دهم تا ارزش راستي را دريابيد. اگر در روز اعدام اظهاريه اي بنويسيد كه حاوي يك حقيقت باشدمجازات شما به 10 سال زندان تخفيف مي يابد ، اما اگر اظهار شما از نظر مسوول اجراي حكم كاذب باش حكم بي درنگ اجرا خواهد شد. »

قاضي كه مي ديد سخنانش اثري بر آن نابكار ندارد ، افزود:

« و به شما هشدار مي دهم كه مجري حكم عضو باشگاه اعدام گران پوزيتويست – منطقي است و هر ياوه متافيزيكي را به عنوان كاذب مردود خواهد شمرد. پس سعي نكنيد تا او را با حقه هاي خود بفريبيد! خوب ، حالا يك روز فرصت دارد تا تصميم خود را بگيريد!»

آنگاه هيئت منصفه شدت حكم قاضي را ستودند و همه حضار دادگاه شادمان از اينكه چنين شروري دچار چنين مجازات سختي شده است به او نگريستند اما شگفت آنكه هنگام بردن فيلسوف به سوي محل مرگ ، او فقط پوزخند مي زد.

روز اعدام فرا رسيد و آن نابكار ، شاد و سرخوش اظهاريه اي ارائه كرد كه وقتي مجري حكم با حيرت فزاينده اي آن را خواند دندان قروچه اي كرد ،‌كاغذ را مچاله كرد و دستور داد فيلسوف را بدون هيچگونه مجازاتي ،‌ حتي زنداني شدن آزاد كنند.

زنداني در اظهاريه خود چه چيزي مي توانسته نوشته باشد كه به نجات او انجاميد؟

                 

                                          مارتين كوهن - 101 مسئله فلسفي

                                                 مسئله اول – ناسازه وارها

   +
        5:55 بعد از ظهر سه شنبه 29 فروردین1385  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin