تبليغاتX
چهل و هشت

چهل و هشت

هدایت اله امینیان


 

از زیبایی های سریال لاست همین کافی است ، هر آنچه جلوتر می روید ، بیشتر احساس می کنید ، بن انسان بزرگی است ... بارها پنداشته ایم ، بازی تمام شده و بن بازنده بازی است ، ولی هر بار دیده ایم که بازمی گردد و البته پیروز ... نکته زیبای قضیه آنجا است که هر بار ، دلایل قوی تری هم ارائه می کند ... به واکنش های اخیر هارلی و سعید جراح به بن در فصل های جدید دقت کنید ... همه کم آورده اند ... به این همه هوش باید آفرین گفت.

 

رهبری  در لاست

سریال لاست (Lost) از نگاهی دیگر

اکتشافات فیلم نامه ای بعضی ها!

گزیده جمله هایی از سریال لاست (Lost)

شخصیت شناسی لاست (Lost)

 

 

   +
        11:11 بعد از ظهر یکشنبه 20 اردیبهشت1388  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



 

نوبت این فیلم هم رسید ...  فیلمی بسیار زیبا ... نوستالژی عاشقانه های جنگی و موسیقی و اندکی یهود کشی ... مثلث عشقی مجاری با یک عمود منصف سودجوی آلمانی همراه با آواز خودکشی مجاری ... فیلمی که تا به آخر ، داستان رازآلود خود را حفظ می کند ... مرد مقتول و مرد پایانی فیلم ... ... حتی پس از پایان فیلم نیز ابهامات خوشایندی باقی می ماند ...  چهره ی زن در دوران پیری و پدر ... با این پایان بندی ، زیبایی فیلم دو چندان می شود ... زیبا

,Sunday is gloomy
My hours are slumberless
Dearest the shadows
I live with are numberless
Little white flowers
Will never awaken you
Not where the black coaches
Sorrow has taken you
Angels have no thoughts
Of ever returning you
Wouldnt they be angry
If I thought of joining you?
Gloomy sunday
Gloomy is sunday,
With shadows I spend it all
My heart and i
Have decided to end it all
Soon therell be candles
And prayers that are said I know
But let them not weep
Let them know that Im glad to go
Death is no dream
For in death Im caressin you
With the last breath of my soul
Ill be blessin you
Gloomy sunday
Dreaming, I was only dreaming
I wake and I find you asleep
In the deep of my heart here
Darling I hope
That my dream never haunted you
My heart is tellin you
How much I wanted you
Gloomy sunday

 

 

پی نوشت:

- چقدر این آهنگ مورد علاقه ی خوانندگان مختلف از گوشه و کنار دنیا است ... فهرست خوانندگانی که این آهنگ ساخته شده در سال 1933 را خوانده اند ، جالب است!

- امان از دست این سانسورهای جدید ... یک فیلم 112 دقیقه ای را در 109 دقیقه می بینی و جالب آن که ، مثلن ، متوجه نمی شوید سانسور شده است ... در هر فیلم ، نشانه هایی موجود است که به سادگی ، یک سانسور ، حتی خوب و حرفه ای را نشان می دهد ... قائل شدن حداقلی شعور برای کارگردان

 

 

   +
        2:39 قبل از ظهر جمعه 21 فروردین1388  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



 

دوستی در كامنتي مربوط به پست پيش به موضوع سرنوشت اشاره كرده بود َ موضوعی كه در تمامي بخش هاي سريال لاست ديده مي شود ... گويي مقدر بوده است ، تمامي اين آدم ها در اين جزيره جمع شوند ... ضمن تاييد گفته هاي ايشان ، مبني بر وجود اعتقاد به سرنوشت و تقدير و حكمت در سراسر اين سريال ، علاوه بر تایید وجود سایر موضوعات ، اگر بخواهيم با توجه به موضوع پست پيشين به قضيه نگاه كنيم ، مي توان گفت ، "رهبران ، رهبر زاييده مي شوند" ... اگر در خود چنين حسي نمي بينيد ، بيهوده تلاش نكنيد ، بهتر است به همان نقش فعلي خود ادامه دهيد ... از ساوير و سعيد و جين و گودوين و دزموند و اتان و ريچارد و چارلي و هارلي و كيت و ژوليت و بقيه ياد بگيريد ، ضمن حفظ استقلال فكر و شخصيت و رفتار، تابع رهبران ، جك و جان و بن ، هستند و نقش شان را در تيم به خوبي ايفا مي كنند ... به ياد داشته باشيد "قرار نبوده است و قرار هم نيست همه ي ما رهبر باشيم ، پس مانع كار بقيه ی رهبران بالفطره نشويم".

 

 

 

مطالب مرتبط

سریال لاست (Lost) از نگاهی دیگر

اکتشافات فیلم نامه ای بعضی ها!

گزیده جمله هایی از سریال لاست (Lost)

شخصیت شناسی لاست (Lost)

 

   +
        1:7 قبل از ظهر چهارشنبه 14 اسفند1387  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



 

سريال لاست ( Lost ) را بسياري از شما ديده ايد و تا آنجايي كه من مي دانم ، بسياري از شما هم آن را پسنده ايد ... با برخي از شما در مورد آن گفتگو كرده ايم و با نظرات برخي از شما هم از طريق پست ها و كامنت هاي تان آشنا شده ام ... بيشتر عزيزان تلاش كرده اند تا به نوعي بخش هاي آينده را پيش بيني كنند ... برخي نيز در صدد هستند تا بتوانند معماهاي متعدد سريال را حل كنند ... در بيشتر موارد ، عليرغم تحليل ها و نقدهاي بسيار جامع ، كامل و زيبا ، بخشي از سريال ديده شده است ... بسياري از علاقمندان اين سريال ، مداركي را جمع آوري كرده اند تا نظريات و فرضيات متعدد و متنوعي را شكل دهند كه در بسياري از موارد هم ممكن است درست باشند و راهگشا ... روح بودن اين آدم ها و زندگي آنها در دنيايي ديگر، انطباق اسامي بازيگران با انسان هاي معروف واقعي ، فرضيه حركت در زمان ، زندگي هاي متعدد و نظريات مربوطه ، مباحث اخلاقي و ضد اخلاقي مطروحه در سريال ، صهيونيستي بودن نگاه سريال ، عيسي و موسي و هارون و يعقوب و بنيامين و اتان و ميكاييل (ميخاييل و مايكل) و جبرييل (گابريل) ديدن بازيگران ، طرح وسيع خيانت ر بازيگران و صدها مورد ريز و درشت ديگري كه دربخش هاي مختلف از اين سريال وجود دارد ، همگي مي توانند به ديدن و فهم بهتر سريال كمك مي كنند ، جدا از درست و غلط بودن هر يك ... ولی آن چه تاكنون كمتر به آن پرداخته شده است ، نگاه كلي تيم سازنده فيلم است به داستان 

مبارزه ... اولين چيزي است كه در سراسر اين سريال موج مي زند ... مبارزه براي زنده ماندن ... مبارزه براي بقا ... مبارزه براي نجات ... مبارزه براي فرار ... مبارزه براي خواستن و نخواستن ... مبارزه براي دانستن حقيقت و درك واقعيت ... مبارزه براي بايدها و نبايدها ... مبارزه براي هست ها و نيست ها ... مبارزه براي كشف مجهولات و حل معماها ... مبارزه براي اثبات نظريات و ايده ها ... مبارزه براي حذف تابوها ... مبارزه براي خودسازي و انسان سازي و نيروسازي ... مبارزه براي ماندن و بودن ... مبارزه براي بدست گرفتن قدرت ... مبارزه براي رهبري

دومين موردي كه در تمامي بخش هاي سريال مشاهده مي شود ، اهميت عنصر آگاهي است به هر شكل ... ميل به دانستن در تمامي بخش هاي سريال وجود دارد ... كنجكاوي ، عنصري است كه به شدت بازيگران را را با خود مي كشد و البته تماشاچيان را ... از كجا آمده ام ، آمدنم بهر چه بود ... به كجا مي روم آخر ننمايي وطنم ... تگاه هاي خيره به آسمان ، دريا و افق ... مرور گذشته هر يك و جستجوي چرايي اينجا بودن ... سرگرداني در برابر آينده و بي پاسخي در برابر چه خواهد شد ... و آن كساني راهگشا و راهبر سايرين هستند كه بيشتر مي دانند و در تلاش و مبارزه براي دانستن بيشتر

سومين موضوع ، توان تصميم گيري است ... بزنگاه هاي متعددي در سريال وجود دارد كه بايد تصميم گرفت ... تصميم گيري از توان همه برنمي آيد ... فقط چند نفر قادر به تصميم گيري هستند و بقيه تابع ... تصميم ممكن است درست باشد يا غلط ... مهم آن است كه در لحظه ي موعود ، يك نفر بايد تصميم بگيرد و بقيه بايد تابع باشند ... اگر بيش از يك نفر تصميم بگيرد ، بقيه مختار هستند تا انتخاب كنند ... نتيجه به خود ايشان باز مي گردد و اعتراض شان نيز ... آنهايي كه نمي توانند تصميم گيري كنند بايد به ناگزير خود را به ديگران بسپارند و در خدمت تيم باشند

چهارمين موضوع ، اهميت تيم و كار تيمي است ... هيچ حركتي بدون كار تيمي شكل نمي گيرد ... حتي جان لاك كه در بسياري از موارد به تنهايي عمل مي كند ، در بسياري از موارد ناگزير از هماهنگي با سايرين است يا داشتن تيمي حداقل دو نفره ... توانمندي ديگران ، در عملكرد تيمي آنها است و پايداري و بقا گمشده هاي سريال نيز هم چنين ... و مهم تر از حركت تيمي ، تيم سازي است ... از انسان هايي تنها و گسسته ، تيمي يكدست ساختن ... چه در گمشده ها و چه در ديگران

پنجمين مورد ، در پاسخ به پرسش ها مطرح مي شود ... چه بايد كرد؟ ... كجا بايد رفت؟ ... چگونه بايد رفت؟ ... چه موقع بايد رفت؟ ... چه كساني بايد بروند؟ ... با چه بايد رفت؟ ... از چه مسيري بايد رفت؟ ... چه وسايلي بايد با خود برد؟ ... براي چه بايد رفت؟ ... چگونه بايد برخورد كرد؟ ... پس از موفقيت چه بايد كرد؟ ... پس از شكست چه؟ ... مرحله ي بعدي چيست؟ ... آخرش چه؟ ... پاسخ به تمامي اين پرسش ها ، نياز به استراتژي دارد و برنامه

و اما مورد ششم ... اين همان موردي است كه ساير موارد در راستاي آن هستند ... نگاه كلي فيلم ... رهبري ... تمامي بحث سريال ، رهبري است ... چه كسي رهبري را به دست خواهد گرفت؟ ... رهبري گمشده ها؟ ... رهبري ديگران؟ ... رهبري جزيره؟ ... رهبري دنيا؟

روحيه و شجاعت مبارزه ... آگاهي ، كنجكاوي و تلاش براي دانستن ... قدرت تصميم گيري و پذيرش مسئوليت نتايج حاصل از آن ... اعتقاد به كار تيمي و توان استعداد یابی و تيم سازي ... داشتن یک استراتژي و برنامه ریزی مناسب و بلند مدت برای دست یابی به هدف ... پنج ويژگي مهم براي يك رهبر بزرگ ... جك شپرد؟ ... جان لاك؟ ... بنجامين لاينوس؟

 

مطالب مرتبط

اکتشافات فیلم نامه ایی بعضی ها!

گزیده جمله هایی از سریال Lost

شخصیت شناسی Lost

 

   +
        2:27 قبل از ظهر یکشنبه 11 اسفند1387  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



 

بالاخره ، پس از چند هفته ، تماشاي فيلم هاي هاليوودي سال جديد آغاز شد و در اولين حركت ، فيلم پر سروصداي اسلامداگ میلیونر (Slumdog millionaire) را ديديم ... ممكن است فيلم خوبي باشد ، ولي سزاوار اين همه سر و صدا نيست ... نمونه هاي موفق ديگري با اين ته مايه ها ساخته شده است ، كه از اين ميان مي توان به شهر خدا (City of god) اشاره كرد ، فيلمي كه در ايران چندان شناخته شده و پر سر و صدا نيست ... شهر خدا در ترکیب با كوييز شو Quiz show ، فیلیمی مي شود به نام اسلامداگ ميليونر ... به هر حال ، شايد يك بار ديدن ، عطش ديدن آن را فرو بنشاند و چند صحنه ي تازه و نو را در خاطر شما به جاي بگذارد ، ولي ديدن آن براي بار دوم ، چنگي به دل نمي زند ... فيلم را ببيند و قضاوت كنيد ... خيلي چيزها دستگيرتان خواهد شد ... از نگاه هاي سياسي سينماگران و سينماچي ها و سينماروها تا حتي چگونگي پخش جوايز مهمي چون گولدن گلوب ...  اگر هم نتوانستيد فيلم را ببينيد ، خيلي ناراحت نشويد ... چيز مهمي را از دست نداده ايد ... فقط متوجه نشده ايد كه هندوستان واقعي با هندوستان باليوودي ، متفاوت است ، كه اين را نيز احتمالن مي دانسته ايد ... بيش از اين ، چيزي براي گفتن ندارد ... البته ، برخي چيزها هم جاي گفتن ندارند ، مثل اسم فیلم ...

 

   +
        4:38 قبل از ظهر دوشنبه 28 بهمن1387  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



  

شصت و ششمین دوره ي جشنواره ي فيلم گولدن گلوب (2009) برگزار شد و برندگان نهايي جوایز به شرح زير اعلام  شدند:

 

FILM

Best Motion Picture In Drama
The Curious Case of Benjamin Button
Frost/Nixon
The Reader
Revolutionary Road

Slumdog Millionaire
Winner

Best Motion Picture In Musical/Comedy
Burn After Reading
Happy-Go-Lucky
In Bruges
Mamma Mia
Vicky Cristina Barcelona
Winner

Best Director

Danny Boyle, Slumdog Millionaire Winner

Stephen Daldry, The Reader

David Fincher, The Curious Case Of Benjamin Buuton

Ron Howard, Frost/Nixon

Sam Mendes, Revolutionary Road

 

Best Actor In Drama
Leonardo DiCaprio, Revolutionary Road
Frank Langella, Frost/Nixon
Sean Penn, Milk
Brad Pitt, The Curious Case of Benjamin Button
Mickey Rourke, The Wrestler
Winner

Best Actress In Drama
Anne Hathaway, Rachel Getting Married
Angelina Jolie, Changeling
Meryl Streep, Doubt
Kristin Scott Thomas, I’ve Loved You So Long
Kate Winslet, Revolutionary Road
Winner

Best Actor In Musical/Comedy

James Franco, Pineapple Express

Colin Farrell, In Bruges Winner

Javier Bardem, Vicky Cristina Barcelona

Brendan Gleeson, In Bruges

Dustin Hoffman, Last Chance Harvey

 

Best Actress In Musical/Comedy
Rebecca Hall, Vicky Cristina Barcelona
Sally Hawkins, Happy-Go-Lucky
Winner
Frances McDormand, Burn After Reading
Meryl Streep, Mamma Mia!
Emma Thompson, Last Chance Harvey

Best Supporting Actor
Tom Cruise, Tropic Thu  nder
Robert Downey Jr., Tropic Thunder
Ralph Fiennes, The Duchess
Philip Seymour Hoffman, Doubt
Heath Ledger, The Dark Knight
Winner

Best Supporting Actress
Amy Adams, Doubt
Penelope Cruz, Vicky Cristina Barcelona
Viola Davis, Doubt
Marisa Tomei, The Wrestler
Kate Winslet, The Reader
Winner

Best Screenplay
Eric Roth, The Curious Case Of Benjamin Button

Peter Morgan, Frost/Nixon

David Hare, The Reader

John Patrick Shanley, Doubt

Simon Beaufoy, Slumdog Millionaire Winner

 

Best Foreign Language Film
The Baader Meinhof Complex (Germany)

Everlasting Moments (Sweden)

Gomorrah (Italy)

I've Loved You So Long (France)

Waltz With Bashir (Israel) Winner

 

Best Original Score
Changeling

Defianc

The Curious Case Of Benjamin Button

Frost/Nixon

Slumdog Millionaire Winner


Best Original Song
Bown To Earth, Wall-E

Gran Torino, Gran Torino

I Thought I Lost You, Bolt

Once In A Lifetime, Cadillac Records

The Wrestler, The Wrestler Winner

 

Best Animated Feature Film
Bolt
Kung Fu Pand

Wall-E Winner


TV SERIES

Best TV Drama
Dexter
House
In Treatment
Mad Men
Winner
True Blood

Best Performance By Actor - TV Drama
Gabriel Byrne, In Treatment
Winner
Michael C. Hall, Dexter
Jon Hamm, Mad Men
Hugh Laurie, House
Jonathan Rhys Meyers, The Tudors

Best Performance By Actress - TV Drama
Sally Field, Brothers and Sisters
Mariska Hargitay, Law and Order: SVU
January Jones, Mad Men
Anna Paquin, True Blood
Winner
Kyra Sedgwick, The Closer

Best TV Series In Musical/Comedy
30 Rock
Winner
Californication
Entourage
The Office
Weeds

Best Performance By Actress - TV musical/Comedy
Christina Applegate, Samantha Who?
America Ferrera, Ugly Betty
Tina Fey, 30 Rock
Winner
Debra Messing, The Starter Wife
Mary-Louise Parker, Weeds

Best Performance By Supporting Actor - TV
Neil Patrick Harris, How I Met Your Mother
Denis Leary, Recount
Jeremy Piven, Entourage
Blair Underwood, In Treatment
Tom Wilkinson, John Adams
Winner

 

Best Performance By Supporting Actress - TV
Eileen Atkins, Cranford
Laura Dern, Recount
Winner
Melissa George, In Treatment
Rachel Griffiths, Brothers and Sisters
Dianne Wiest, In Treatment

Best Mini Series - TV
A Raisin In The Sun

Bernard And Doris

Cranford

John Adams Winner

Recount

 

Best Actor In A Mini Series Or Motion Picture - TV
Ralph Fiennes, Bernard And Doris

Paul Giamatti, John Adams Winner

Kevin Spacey, Recount

Kiefer Sutherland, 24: Redemption

Tom Wilkinson, Recount

 

Best Actress In A Mini Series Or Motion Picture - TV
Judi dench, Cranford

Catherine Keener, An American Crime

Laura Linney, John Adams Winner

Shirley Maclaine, Coco Chanel

Susan Sarandon, Bernard And Doris

 

 

   +
        2:12 قبل از ظهر سه شنبه 24 دی1387  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



 

خوب شد یک فیلم گلادیاتور ساختند و گلادیاتورش مُرد و روحش در گندمزار راه افتاد و دستی بر سُنبل گندم ها کشید و دری را دید و پشتش ایستاد و زن و بچه اش هم همان اطراف با لبخندی نمکین منتظرش بودند ، انگاری ... وگرنه ، این همه کلیپ ساز و فیلم ساز داخلی و خارجی چه می خواستند بکنند برای نمایش انسانی که در حال مرگ است و روحش می خواهد وارد بهشت شود؟!

و نیز خوب شد ، فیلم روح را ساختند و هر کس و هر چیزی از درون این روح رد شد و این روح از درون هر چیزی رد شد تا شاید بقیه بتوانند در فیلم ها و کلیپ های شان ، روح از در و دیوار و آدم رد کنند و برعکس ، آنها را از روح فیلم شان ، ایضاً!

به این ویدیو کلیپ های روحی جدید یک نگاه بیاندازید ... خدا بیامرزد پدر خلاقیت را!

   +
        4:31 بعد از ظهر جمعه 6 دی1387  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



 

استیون اسپیلبرگ!

خیلی تلاش می کنم تا با دیدن فیلم های مختلف از استیون اسپیلبرگ ، به اندیشه هایش نزدیک شوم ... ولی هر چه بیشتر می بینم ، کمتر می توانم نشانه هایی یکسانی در تمامی فیلم هایش بیابم تا در فیلم های بعدی وی کمکم باشند. نگاهی به لیست فیلم های ایشان بیاندازید:

Indiana Jones and the Kingdom of the Crystal Skull ، Munich ، War of the Worlds ، The Terminal ، Catch Me If You Can ، Minority Report ، Artificial Intelligence: AI ، Saving Private Ryan ، Amistad ، The Lost World: Jurassic Park ، Schindler's List ، Jurassic Park ، Hook ، Empire of the Sun ، Amazing Stories ، E.T.: The Extra-Terrestrial ، 1941 ، Close Encounters of the Third Kind ، Jaws ، The Sugarland Express ، Duel

ممکن است در هر چند فیلم از ایشان ، نشانه های مشابهی یافت ، ولی کمتر می توان نشانه های راهگشای مشابهی در تمامی فیلم هایش دید!

این همه تنوع در تولید ، به نوبه ی خود نوعی خلاقیت و توانمندی محسوب می شود که در کمتر کارگردانی مشاهده می شود ... شاید دیگر نمونه ی موفق مشابه او ، مرحوم استنلی کوبریک باشد که در هر ژانری وارد شد ، یکی از بهترین ها را ساخت.

 

   +
        2:32 قبل از ظهر جمعه 6 دی1387  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



 

برخي اوقات فيلمي را مي بينیم و پس از مدتي در جايي نوشته اي مي خوانیم در مورد آن! ... گاهي بسيار تعجب آور است! ... برخي ، داستان هايي را در نوشته هاي شان تعريف مي كنند كه هيچ نشانه اي از آن در فيلم مذكور وجود ندارد! ... معلوم نيست چگونه اين خط هاي داستاني كشف می شوند! ... هر چند ، ممکن است اين عزيزان از منابع خارجي و ساير نوشته ها و متن فيلم نامه ي اصلي كمك گرفته باشند ، ولی جوری مي مي نويسند كه انگاري كشف خود ايشان از محتواي فيلم است و ما خوب فيلم را نگرفته ايم! ... نمونه اش ، داستان هايي است كه در برخي از سايت ها یا وبلاگ ها در مورد متن داستاني سريال لاست Lost گفته مي شود!

 

   +
        10:4 قبل از ظهر سه شنبه 26 آذر1387  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



 

از گروه های آواز قدیمی خیلی به آبا (ABBA) علاقمندم و از بین هنرپیشه های زن سینمای هالیوود نیز مریل استریپ! ... چهره ی عجیب مریل استریپ که مخلوطی است از گرمی و سردی و آهنگ های دلنشین آبا ، با آن صدای عجیب شان که معجونی است از غم و شادی ، همواره احساس مشابهی برای من داشته اند! ... امشب فیلم ماما میا (Mamma Mia) تولید ۲۰۰۸ کشور آمریکا را دیدم! ... شاید نمی شد بهتر از این ، از یک عمر خوانندگی این گروه معروف تشکر کرد! ... بسیار زیبا بود ، هم فیلم ، هم آهنگ ها و هم بازی مریل استریپ ، آن هم در این سن و سال! ... حس نوستالژیک عجیبی داشت! ... ترکیب چهره ی مریل استریپ با صدای آبا! ... حسی مادرانه!

 

   +
        0:57 قبل از ظهر شنبه 23 آذر1387  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



 

در این چند روز ، جشنواره ی فیلم راه انداختیم اساسی! ... چند تا فیلم از مدل های مختلف دیدیم! ... خیلی حال و حوصله ی تماشای فیلم خوب ندارم! ... هر چی دستمان رسید دیدیم! ... فیلم های ساده و روان ، از این فیلم های انگلیسی مدل Snatch! ... از آخرین فیلم هایی که دیدم ، دو فیلم بود یکی از نادین لبکی (Nadine Labaki) به نام "کارامل" (Caramel) تولید ۲۰۰۷ کشور لبنان و دیگری فیلمی بود از برناردو برتولوچی به نام خیال باف ها (The Dreamers) تولید ۲۰۰۳ کشور ایتالیا! ... هر دوی آنها ، در نوع خودشان ، فیلم های زیبایی بودند ولی تماشای آنها به همه ی آدم ها توصیه نمی شود!

 

   +
        3:21 قبل از ظهر جمعه 22 آذر1387  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



 

پس از سال ها ، فرصتی دست داد تا بتوانیم فیلم قدیمی سه روز کُندور (۱۹۷۵) ساخته سیدنی پولاک و با بازیگری رابرت ردفورد و فی داناوی را ببینیم! ... این فیلم را ، حدود بیست و اندی سال پیش ، هم در سینما و هم در تلویزیون دیده بودم ، ولی این بار ، علاوه بر این که فیلم دوبله شده بود ، زیرنویس انگلیسی هم داشت که با توجه به سانسور برخی از صحنه های فیلم و فقدان صدای دوبله ، ناگزیر شدیم زیرنویس انگلیسی را هم روشن کنیم و همراه با صدای دوبله ، در صحنه های حذف شده ، از زیرنویس استفاده کنیم! ... به طور بسیار اتفاقی متوجه شدم ، بسیاری از صحنه های سانسور شده ، فاقد هر گونه صحنه مبتذلی است و در برخی از موارد ، حتی فاقد هر گونه زنی در تصویر است! ... به تدریج متوجه زیر نویس فیلم شدم و نکته جالبی برای من مشخص شد! ... تا آنجایی که به خاطر داشتم ، این فیلم در مورد برخی از مسایل جاسوسی در کشور ونزوئلا بود و اطلاعاتی که سازمان های جاسوسی آمریکا از ونزوئلا بدست آورده بودند و نباید منتشر می شد و بقیه ماجرا! ... دوبله فیلم هم همین نکته را تایید می کرد! ... ولی ، زیرنویس فیلم در مورد یک کشور مجهول در خاورمیانه بود که باید به واسطه ی نفت و با یک طرحی بسیار موفق که صد در صد هم جواب می داده است ، دولتش سرنگون می شد ، ولی بنا به دلایلی این طرح باید به تعویق می افتاد و لازم بود که 15 سال بعد به اجرا گذاشته شود! ... یعنی ، بنا به گفته ی فیلم ، زمانی که بحران غذا و پولوتونیوم در دنیا خواهیم داشت!!!

 

   +
        2:47 قبل از ظهر جمعه 26 مهر1387  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



به احتمال ، سریال Lost را ، شما عزیزان دیده اید! ... 12 جمله معروف از این سریال را می نویسم تا اگر شما هم به جمله ای زیبا از این فیلم برخورد کرده اید ، برای ما بنویسید تا به این جملات اضافه شود!

Everything happens for a reason

Get Lost

All of them have a secret, All of them are Lost

They're not the survivors, they think they are

On this island, survival is not a game

Don't tell them what they can't do

I always have a plan

Us vs. Them

The truth will be revealed

The wait is over

Lost is Found

Don't tell me what I can't d

 

 شخصیت شناسی Lost

سریال لاست (Lost) از نگاهي ديگر

   +
        4:16 بعد از ظهر جمعه 1 شهریور1387  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin




فيلم زيباي "پاریس دوستت دارم" ، محصول ‌2006 را ديدم! ... يك فيلم 18 اپيزودي ،‌ از 21 كارگردان (برخي از اپيزودها ، كار دو نفر است)

- Montmartre: Bruno Podalydès

- Quais de Seine: Gurinder Chadha

- Le Marais: Gus Van Sant

- Tuileries: Joel Coen & Ethan Coen

- Loin du 16ème: Walter Salles & Daniela Thomas

- Porte de Choisy: Christopher Doyle

- Bastille: Isabel Coixet

- Place des Victoires: Nobuhiro Suwa

- Tour Eiffel:Sylvain Chomet

- Parc Monceau: Alfonso Cuarón

- Quartier des Enfants Rouges: Olivier Assayas

- Place des Fêtes: Oliver Schmitz

- Pigalle: Richard LaGravenese

- Quartier de la Madeleine: Vincenzo Natali

- Père-Lachaise:    Wes Craven

- Faubourg Saint-Denis: Tom Tykwer

- Quartier Latin: Frédéric Auburtin  & Gérard Depardieu

- 14th arrondissement:  Alexander Payne

 

 در اين ميان ، به نظر من ، چند اپيزود ، به ترتیب زیر ، از بقيه زيباتر بودند و دلنشين تر! ‌... اين فيلم را ببينيد و از آن لذت ببريد! ‌... خيلي ساده! ... خيلي صميمي! ... ‌و خيلي دوست داشتني! ... مملو از عشق و دوست داشتن!

       1- Bastille: Isabel Coixet

2- Place des Fêtes: Oliver Schmitz

3- Quartier Latin: Frédéric Auburtin   & Gérard Depardieu

4- Faubourg Saint-Denis: Tom Tykwer

5- Père-Lachaise   Wes Craven

6- Pigalle: Richard LaGravenese

7- Tour Eiffel:   Sylvain Chomet 

8- 14th arrondissement:  Alexander Payne

9- Place des Victoires: Nobuhiro Suwa

10- Montmartre: Bruno Podalydès

11- Parc Monceau: Alfonso Cuarón

12- Loin du 16ème: Walter Salles  & Daniela Thomas

13- Quais de Seine: Gurinder Chadha

14- Quartier des Enfants Rouges: Olivier Assayas

15-Tuileris: Joel Coen  & Ethan Coen

16- Quartier de la Madeleine:     Vincenzo Natali

17- Porte de Choisy: Christopher Doyle

18- Le Marais: Gus Van Sant

 

 

تگ: سینمایی ، دوست داشتن

 

   +
        2:49 قبل از ظهر پنجشنبه 30 خرداد1387  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



 

سرانجام ، سعادتي دست داد و فيلم Underground ، برندۀ‌ نخل طلاي كن در سال 1995، ساختۀ زيباي اِمير كاستاريكا ، فيلم ساز برجستۀ‌ بوسنيايي را ديدم!. .... ديدن اين فيلم ، به كاهش حماقت بشري ، كمك شايان توجهي مي كند!

                    

                          "هیچ جنگی جنگ نیست ، تا زمانی که ، برادری برادر خود را بکشد"

 

 

تگ: سینمایی ، خرانه

   +
        8:3 بعد از ظهر پنجشنبه 16 خرداد1387  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



 

نظریه ی آشوب ... اثر پروانه ای ... منطق فازی (یک ، دو، سه) ...  نمايش هاي دومينويي ... تصادف ... قمار … چرايي ... سرنوشت ... حكمت  ... نمي دانم! ... تو آیا می دانی؟!

 Run Lola Run ... به همان زيبايي و خواستني Before Sunset

چرا جهان كلاف سردرگمي است ، اين چنين ساده؟!

 

 

 

   تگ: ‌Before Sunset ... نظریه ی آشوب

   +
        2:23 قبل از ظهر پنجشنبه 9 خرداد1387  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



 

چند شب پيش به پيشنهاد يك دوست فيلم Dead Ringers ساختۀ دیوید کراننبرگ را ديدم. پيش از اين ، فيلم eXistenZ را از اين كارگردان ديده بودم.

به اعتقاد من ، ديويد كراننبرگ يك مهندس زيستي است كه پيچيده ترين مسائل زيستي را با نگاهي فني مهندسي به تصوير مي كشد. چيزي در مايه هاي لئوناردو داوينچي! ... اين فيلم ، در عين سادگي ظاهري و داستاني خطي ، از پيچيدگي خاصي برخوردار است كه بايد به دقت آن را ديد!

 

   +
        5:9 بعد از ظهر یکشنبه 7 بهمن1386  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



آخرین ساختۀ دیوید لینچ را دیدم. باز جای شکرش باقی است قبلش فیلم π را دیده بودم وگرنه حسابی قاطی می کردم. فکر می کنم این کارگردان صاحب سبک سینما چکش به سرش خورده و حسابی قاطی کرده است. مالهلند درایوش را که دیدم گفتم دیگر آخریشه!!!!! ولی در این یکی بدجوری زده به سیم آخر!!!!!!!!! ...... تازه فهمیدم چرا اسم وبلاگم شده ۴۸ ...

اگر یک موقع خواستید این فیلم را ببینید چند تا دوره و کلاس سبک شناسی و اسطوره شناسی و استعاره شناسی و روان شناسی رنگ ها و حیوان شناسی و ذن و بودیسم و تناسخ و آزمون های شناخت شخصیت و روان شناسی و طالع بینی و جفر و ستاره شناسی و ابجد و مشاوره های عشق و ازدواج و دوست یابی و آمادگی جسمانی و دفاع شخصی و نمادشناسی و تعبیرخواب و ارتباط با اجنه و ارواح و سماع و فلسفه های یونگ و فروید و انیشتین و بقیه اقوام و همراه با چند دوره تماشای فیلم های خود این آقای دیوید لینچ و دارن آرنوفسکی و کوئنتین تارانتینو و آلفرد هیچکاک و دیوید کراننبرگ و استیفن اسپیلبرگ و جرج لوکاس و استنلی کوبریک و تارکوفسکی و عباس کیارستمی و سایر رفقای ایشان و فیلم های دیگران و روح و شبح و 21 گرم و پالپ فیکشن و کارخانۀ هیولاها (کارتون) و همراه با چند روز اقامت در چند تیمارستان و بیمارستان و آسایشگاه و مصرف چند روز قرص های روان گردان و کتاب های داستایوفسکی و نطریات زندگی های موازی و جریان های ناموازی و کهکشان های ناممکن و سلسله های غیرعددی ممکن و فرضیه های متعدد و متفاوت زمان و مکان و خلقت و عبور از گذرگاه های وجودی و هر آنچه که فکر می کنید ممکن است به دردتان بخورد را ببینید و بخوانید و یاد بگیرید و بگذرانید و بعد سر دل فرصت ، در حالی که رختخواب تان را پای تلویزیون پهن کرده اید و شام تان را هم همراه با چند قرص آرام بخش خورده اید و درب منزل را هم چند قفله کرده اید ، بنشینید و فیلم را تماشا کنید ......!!!!!

فیلم های قبلیش کم بود، حالا در این فیلم، رویا، واقعیت، توهم، تصور، تخیل، قصه گویی، داستان پردازی ،وقایع با زمان های موازی و متوالی، تناسخ، پیش گویی، فیلم سازی، هم ذات پنداری، روان پریشی و اختلاط های زمانی را با هم کرده است در یک فیلم، اسمش را هم گذاشته است: Inland Empire.

 

« امروز همان دیروز بود که من می دانستم فردا است!»

   +
        2:51 قبل از ظهر دوشنبه 23 مهر1386  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



 فیلم π ساخته دارن آرنوفسکی را دیدم. این فیلم به صورت سیاه و سفید در سال 1997 ساخته شده است و دیدنش را به افراد زیر 21 سال ، زنان ، آدم های اندیشمند و سایر افراد بجز آدم های مریض پیشنهاد نمی کنم. اگر قدری دچار مشکل خودآزاری هستید و می خواهید برای یک ساعت و نیم تمام ، فکر و مغز خودتان را اشغال کنید و بعد تا مدت های مدید دچار انواع مختلف توهمات و تصورات و تخیلات مارپیچی شوید و بحث های آنچنانی بر مبنای تابع فیبوناچی راه بیاندازید و فکر می کنید حداقل ارشمیدس یا اقلیدس و یا در همین مایه ها با الگوهای رفتاری مشابه هستید و احنمال دارد هر لحظه از توی وان حمام بیرون بپرید ، آن وقت می توانید در یک شب سرد به تنهایی و بعد از یک بی خوابی حداقل 18 ساعته و گرسنگی حداقل 16 ساعته این فیلم را تماشا کنید ... قبلش هم کلید در منزل را به دوست یا همسایه ای بدهید تا در صورت بروز هر گونه مشکل شما را پیدا کنند!!!!!!

اگر فقط مریض این جور فیلم های روان پریش هستید .... باید بگویم فیلم فوق العاده ای است!!!!!! و پیشنهاد می کنم با رعایت تمامی شرایط فوق حتماً این فیلم را ببینید!!!!!!!!

   +
        2:32 قبل از ظهر شنبه 21 مهر1386  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



فیلم "پیش ازغروب" را هم بالاخره دیدم. فیلمی است که روحیات مگوی زنان را به سادگی بیان می کند و به همین سبب می تواند مورد توجه بسیاری از آنها قرار گیرد ...!! یک فیلم بسیار ساده ........که هر چند یک شاهکار یا یک فیلم تأثیرگذار یا یک فیلم فوق العاده نیست ، ولی بسیار زیباست ........ یک چیزهایی مثل هامون مهرجویی خودمون مملو از صدها حرف و حدیث و صحبت و البته خیلی ساده تر ... تاریخ ، جغرافیا ، مناظر زیبای طبیعی ، روان شناسی ، طالع بینی ، نویسندگی ، عشق ، سکس ، فحشاء ، خیانت ، تعهد ، خانواده ، عرفان شرقی و بودیسم ، جنگ جهانی و داستان و افسانه و معماری و ژورنالیست و عکس و موسیقی و شعر و ادبیات و کتاب و مبارزات و شجاعت و حماقت و تروریسم جهانی و مهمانی و آداب معاشرت و رقص و تفاوت های فرهنگی و تعصبات زبانی و اختلافات قومی و ده ها چیز دیگر ... جملات آن قدر ساده و کوتاه بیان می شود که شما می توانید به راحتی از تمامی آنها بگذرید ، بدون آن که اتفاق مهمی رخ داده باشد ولی وقتی به آخر فیلم می رسید تازه متوجه می شوید ، چقدر زود تموم شده است!

آرامش در حضور هم ... سرخوشی از با هم بودن ... گریز از بی هم بودن ... سخن به هراس از سکوت ... جستجوی بهانه ای برای بودن ... زندگی در لحظه زیبای الان ... زیبایی هم گامی در خیابان و کوچه پس کوچه های شهر ... سحر رقص و افسون نگاه ... عشق و مهر و دوست داشتن ... شکوه در هم فرورفتن و از هم برون آمدن ... یکی بودن و یکی شدن!

زیباست! ... ارزش حداقل یک بار دیدن را دارد! ... فیلمی است با شعار "باز هم زندگی"! ... با پرسش "تعهد به زندگی با خانواده یا زندگی با عشق؟؟"

 

 

پی نوشت: نمی دانم چرا این شعار ، این روزها ، این قدر در کشور زیاد شده است؟؟ ... هر کسی به نحوی دارد این جمله را بیان می کند!! ... آیا یک نتیجه گیری منطقی همگانی است یا یک هیجان معمول وطنی .....!!

   +
        4:14 قبل از ظهر پنجشنبه 19 مهر1386  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



چند وقت پیش فیلم "روش کارلیتو" را دیدم. از ساخته های قدیمی برایان دی پالما و با بازی آل پاچینو و شون پن.

بازی ها که فوق العاده بودند بویژه بازی شون پن...... اگر بازی های دیگر وی را دیده باشید اینجا متوجه می شوید چقدر بازیگر توانایی است !!!!!

دی پالما اینجا نکات قشنگی را به قضاوت می گذارد: ... رفاقت ... تعهد ... قتل

امشب حسش نیست زیاد بنویسم ..... ببینید و حال کنید و به هر سه تا مورد فکر کنید!!!!!!!!!!!!!
   +
        4:12 قبل از ظهر پنجشنبه 19 مهر1386  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



کدام هنرپیشه مرد را بیشتر دوست دارید:

1-      همفری بوگارت

2-      کلارک گیبل

3-      جان وین

4-      اورسن ولز

5-      مارلون براندون

6-      جیمز دین

7-      پل نیومن

8-      استیو مک کوئین

9-      رابرت ردفورد

10-  کرک داگلاس

11-  برت لانکستر

12-  پیتر اوتول

13-  ریچارد برتون

14-  رابرت میچم

15-  گریگوری پک

16-  جیمز استوارت

17-  گاری کوپر

18-  گری گرانت

19-  شون کانری

20-  کلینت ایستوود

21-  آل پاچینو

22-  رابرت دنیرو

23-  هاروی کیتل

24-  داستین هافمن

25-  جک نیکلسون

26-  جین هاکمن

27-  جو پشی

28-  مایکل داگلاس

29-  تام کروز

30-  براد پیت

31-  جرج کلونی

32-  دنزل واشنگتن

33-  لئوناردو دی کاپریو

34-  دانیل دی لوئیس

35-  ویل اسمیت

36-  بنیکو دل تورو

37-  آنتونیو باندراس

38- ساموئل ال جکسون

39-  کوین اسپیسی

40-  شون پن

41-  رابین ویلیامز

42-  هریسون فورد

43-  تام هنکس

44-  تیم رابینز

45-  دانالد ساترلند

46-  مورگان فریمن

47-  بروس ویلیس

48-  کوین کاستنر

49-  کیانو ریوز

50-  جانی دپ

51-  ادوارد نورتون

52-  مت دیمون

۵۳- راسل کرو

۵۴- جان تراولتا

۵۵- نیکلاس کیج

لطفاْ اسامی مورد نظر خود را هر چند تا که هستند به ترتیب اولویت یا در کامنت بگذارید یا برای من میل کنید.

   +
        1:38 قبل از ظهر جمعه 30 شهریور1386  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



 

امشب فیلم آپوکالیپتو (2006) آخرین ساختۀ مل گیبسون را دیدیم. فیلمی است بسیار زیبا ، ستودنی و قابل تأمل. هر چند در این فیلم مل گیبسون تا اندازه زیادی تحت تأثیر فیلم هایی از جمله شیردل ، گلادیاتور و آخرین موهیکان ها قرار گرفته است ولی باز هم تماشایی است.

1-     مل گیبسون علاوه بر این که فیلم های زیبا و پرفروشی بازی کرده و علیرغم آن که از نظر من بازیگر بسیار توانمندی نیست ولی با دو فیلم اخیر خود یعنی مصائب مسیح و آپوکالیپتو نشان داده است بعد از کلینت ایستوود از معدود بازیگرانی است که توانسته است در مقام کارگردانی ، خوب بدرخشد و حرف های زیادی برای گفتن داشته باشد.

2-     پیش از دیدن فیلم دوستان گفته بودند خیلی فیلم خشنی است ولی آن قدر هم که فکرش رو می کردم زجر آور نبود و آن قدر خوش ساخت بود که خشونت فیلم اصلاً دیده نمی شد. فیلمی درباره قوم مایا در مکزیک پیش از ورود اسپانیایی ها.

3-     این که مل گیبسون چرا در هر دو فیلم اخیر خود ساخته اش به مسائل مذهبی علاقه نشان می دهد و این ژانر را برای ساخت دو فیلم خود انتخاب کرده است جالب می نماید. در هر حال ، کار وی ستودنی است چون در هر سه فیلم نشان داده است در راستای آزادی و نجات انسان ها و رهایی از قید و بندهای سنت می جنگد و در عین نمایش خشونت ما را به صلح و دوست داشتن دعوت می کند.

4-     راستی قبل از این که به نکات مختلف فیلم اشاره کنم ، جالب ترین چیزی که در تیتراژ آخر فیلم دیدم (فیلمی که دیدم روی CD بود و تیتراژ اول فیلم نداشت) فیلم نامه نویس ایرانی آن بود. فرهاد صفی نیا که هم اسم و هم فامیلیش ایرانی بود و نه دو رگه!! نمی دانم در این وانفسا که از حضور هر ایرانی در هر گوشه از دنیا برای تبلیغات افتخار آمیز و غرور آفرین استفاده می کنیم و حتی از صدابرداری آقای عسکر و کاندید شدن وی در جوایز اسکار امسال کلی بهره بردیم و از سویی دیگر از هر حرکتی در راستای کوبیدن ایران و ایرانی باشد (مثل ساخت فیلم سیصد)  انزجار خود را اعلام می داریم ، چرا این یک نفر را فراموش کردیم ؟؟!! بد نیست بدانید ایشان علاوه بر این که در نوشتن فیلم نامه با آقای مل گیبسون همکا بوده اند در تهیه فیلم نیز همراه ایشان مشارکت داشته اند!! یک ایرانی این چنین موفق ، ان هم در سینمای هالیوود و ما این چنین بی خبر!!!!!!!

5-     خوی وحشی گری و درنده خویی و حس انتقام جویی در یک انسان تا چه اندازه می تواند قوی باشد. مردی تمام افراد قبیله ای را بکشد و به بردگی ببرد و از این که می بیند پسرش به رسم خودشان و با پیش شرط هایی که خودش تعیین می کند ، کشته می شود این چنین در پی انتقام جویی برآید؟!

6-     تلاش برای زنده ماندن چقدر زیباست و دیدنی! شاید به خاطر همین زیبایی است که وقتی یکی از بومی های بسته شده به چوب از پرتگاهی آویزان می شود و ممکن است دیگران را هم به همراه خود به پایین بکشد بومیِ جنگجویِ نقشِ منفیِ فیلم به بقیه می گوید صبر کنید تا ببینم چه می کنند!!! همان چیزی که ما را تا آخر فیلم نگاه می دارد تا ببینیم بومی مثبت فیلم (پنجه پلنگ) چگونه خود و خانواده اش را زنده نگاه می دارد. حالا چرا می نشینیم و نگاه می کنیم تا ببینیم دیگران چگونه خود را زنده نگاه می دارند ، امری است که به خود ما مربوط است ، ولی آیا در زندگی واقعی شاهد صحنه های زیبایی هستیم؟؟؟!!!

7-     چرا این همه تلاش برای زنده ماندن؟؟!! عشق به زندگی یا عشق به همسر و فرزند؟؟!!

8-     ترس هم عجب چیز بدی است!! پدر مثبت فیلم (فلینت اسکای = آسمان آتش زنه یا آسمان سنگ چخماق) در همان سکانس های اول فیلم به فرزندش ، پنجه پلنگ می گوید: در تو من ترسی دیدم که بهتر است آن را در بیرون دهکده بگذاری و با خود به دهکده نیاوری. همین ترس است که در حمله دشمنان کار دست وی می دهد و در تمام طول فیلم شاهد غلبه وی بر این ترس هستیم آن هم نه به طور تعمدی بلکه ناخواسته. شرایطی پیش می آید که وی برای زنده ماندن ، برای رسیدن به همسر و فرزندش و نجات آنان ناگزیر می شود بر ترس خود غلبه کند.

9-     تلاش برای نجات جان زن و فرزند در هنگام حمله دشمن با فرستادن آنها به داخل گودالی که به احتمال در هنگام بارندگی برای جمع آوری آب استفاده می شده است ، تا یک قدمی مرگ دو مرحله ای رفتن (دریده شدن شکم و بیرون آوردن قلب و سپس قطع سر) ، دیدن کسوف خورشید ، فرار از زیر تیر و نیزه افکنی سربازان و کشتن پسر فرمانده دشمن ، گریز از دست سربازان دشمن ، عبور از میان اجساد مبتلا به بیماری وبا ، گریز از پلنگ سیاه و مار سمی ، سقوط آزاد از آبشاری بدان بلندی و سهمگینی ، افتادن در باتلاق و نجات از آن ، گرفتن کندوی زنبورها و انداختن آنها برای تعقیب کنندگان ، گرفتن قورباغه سمی ،  کشتن بومی و فرمانده نقش منفی فیلم در تعقیب و گریز و جنگی تن به تن و در نهایت در برابر دریایی ایستادن و دشمن را در پشت سر داشتن و بدون هیچ سلاحی آماده مرگ شدن ، همگی مراحلی بود که این مرد بومی یعنی پنجه پلنگ باید از سر می گذراند تا بتواند بر ترس خود فائق شود.

10-راستی ، در بین همه ترس ها تا آنجایی که می دانم ترس از حیوانات گزنده ، ترس از ارتفاع ، ترس از حشرات ، ترس از حیوانات درنده ، ترس از قورباغه ، ترس از تنهایی و شب ، ترس از آب و باتلاق ، ترس از درگیری با دیگران ، ترس از کشته شدن و ترس از کشتن از مهم ترین ترس ها باید باشند که در این فیلم ، پنجه پلنگ بر همه آنها غلبه می کند.

11-ولی چقدر احمقانه است وقتی می بینی عده ای برای دور کردن وبا و آمدن باران افراد دیگر را قربانی می کنند!! حالا چند صد سال یا چند هزار سال طول کشید تا فهمیدن برای دور کردن بلایا و ریزش رحمت باید به جای آدم ، حیوانات دیگر را قربانی کرد ، خدا می داند و بس!! چقدر باید طول بکشد تا بفهمیم برای دور کردن بلایا و ریزش رحمت اصلاً نیازی به قربانی نیست را نمی دانم و فکر هم نمی کنم کس دیگری هم بداند ، بجز باز هم خدا !!

12-این پنجه پلنگ هم عجب اسم قشنگی داشت!! پلنگ یک حیوان شکارچی بسیار زیرکی است و خود پنجه پلنگ در فیلم می گوید من شکارچی هستم. در کتابی از کارلوس کاستاندا خوانده بودم که انسان در برقراری ارتباط با دیگران باید شکارچی باشد. در این فیلم هم که دیدید یک شکارچی باید چه ویزگی هایی داشته باشد.

13- راستی این باران هم مسئله ای بود!! یک پارادوکس عجیبی را در ذهن پنجه پلنگ ایجاد کرده بود. وقتی که او را به اسیری گرفته بودند و زن و فرزندش را در گودال گذاشته بود ، می گوید: Don’t Rain . چندی بعد متوجه می شود قرار است برای آمدن باران در سرزمین قطحی زده بومیانِ نقشِ منفی ، وی و سایر دوستانش را قربانی کنند!! چه باید می کرد؟ باران بیاید یا نه ؟! هیچ دعایی نکرد.

14-آمدن میسیونرهای مذهبیِ مسیحی هم خود حکایتی است. اگر چه در آنجا موجب نجاتِ جانِ پنجه پلنگ می شوند ولی آیا واقعاً بومیان آمریکای جنوبی را نجات دادند؟ بومی ها از چاله به چاه نیافتادند؟ نکته جالب این صحنه ، زمانی است که با آمدن قایق های حامل میسیونرها و سربازهای اسپانیایی ، آن دو بومی تعقیب کننده محو آنها شده و به جای فرار ، مات و مبهوت و مسحور به سمت آنها نیز می روند!! چه اشتیاقی برای مسیحی شدن!! آن هم میسیونرهای کتاب به دست و صلیب بر سر همراه با سربازان سراپا زره پوش و شمشیر به دست!!

15-این حرص آدمی برای گشایش سرزمین های جدید آن هم نه برای کشف سرزمین یا افزایش دانش و فهم فرهنگ ها ، بلکه گسترش سرزمین های تحت تملک و افزایش ثروت ها و انهدام فرهنگ ها تا به کی ادامه خواهد داشت!!

و آغاز زندگی دوباره ، بدون آپوکالیپتو یا با آپوکالیپتو؟؟؟؟؟!!!!!!!

 

   +
        11:45 بعد از ظهر جمعه 18 اسفند1385  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



 

دیشب فیلم بابل را دیدم با پسرعموی عشق فیلمم.

فیلمی زیبا از آلساندرو گونزالس ایناریتیو همان کارگردان فیلم معروف 21 گرم(2003).

بابل آخرین فیلم ایناریتیو است که با بازی براد پیت و کیت بلانش مثل فیلم قبلیش (21 گرم) باز هم خوب از کار در آمده است.

بابل داستان مردمی است از فرهنگ های مختلف و زبان های متفاوت. به اعتقاد من این فیلم خیلی بهتر از فیلم هایی مثل The departed است و اگر چه ارادت خاصی برای مارتین اسکورسیسی قائل هستم ولی این فیلم چندان چنگی به دل نمی زد و مثل فیلم های مسعود کیمیایی آخرش ول می شه (منظور فیلم های بعد از سرب است).

گفتنی ها در مورد بابل زیاد است و من قصد ندارم آنچه را که دیگران گفته اند را به همان زبان نقل کنم ولی بد نیست چند نکته را با هم مرور کنیم:

-  فیلم در کشورهای مختلف شامل آمریکا ، مکزیک ، مراکش و ژاپن جریان دارد. چهار کشور با چهار زبان متفاوت انگلیسی ، اسپانیایی ، عربی و ژاپنی. چهار کشور با چهار نژاد متفاوت ، با چهار مذهب رسمی متفاوت و چهار فرهنگ متفاوت.

- من فیلم را با زیرنویس فارسی دیدم ولی نکته ای که توجه من را جلب کرد حضور دو زیرنویس فارسی و انگلیسی با هم بر روی تصاویر فیلم بود. در ابتدا تصور من بر این بود که شاید اشتباه از جوانانِ زیرنویس گذار است ولی در ادامه متوجه شدم ، در زمانی که هنرپیشه های غیر انگلیسی زبان سخن می گویند زیرنویس انگلیسی می آید و در جایی که آمریکایی های فیلم صحبت می کنند بدون زیرنویس است. به عبارتی دیگر زیرنویس انگلیسی فیلم از خود فیلم است و به نظر می رسد کارگردان فیلم به عمد چنین کرده باشد و از آنجایی که اکثریت فیلم در کشورهای غیرانگلیسی زبان جریان دارد بدیهی است بخش عمده فیلم زیرنویس داشته باشد. این موضوع به بیننده انگلیسی زبان حس بهتری می دهد تا ما که هیچ یک از چهار زبان فیلم را نمی فهمیم و ناگزیر ، زبان فیلم هر چه باشد زیرنویس را خواهیم خواند و این حس چیزی نیست بجز وجود تفاوت زبانی در بین مردمان مختلف.

-  نکته بعدی در مورد روابط جنسی بین دو جنس مختلف در چهار فرهنگ مختلف است. در مراکش برادری را دارم که با آگاهی کامل خواهر و برادر دیگرش از او حظ بصر می برد. در مکزیک مادری را داریم که پس از گذشت سال ها از مرگ همسر با مردی که از دلباختگان گذشته اوست عشق بازی می کند. در ژاپن دختری را داریم که دچار برقراری ارتباط جنسی در هر سطحی (از کلام تا بخش آخر) با جنس مخالف خود است و در آمریکایی ها یک جفت زن و شوهر را داریم که شوهر در چنان شرایط سختی به همسر خود کمک کرده و چه عاشقانه یکدیگر را می بوسند!!!!

- نقش پلیس در هر چهار کشور نیز جالب توجه است. در مراکش پلیس ها آنقدر خشن و البته دوصد چندان احمق هستند که فقط با کتک و زور حرف از زبان مردم بیرون می کشند و بدون هیچ ایست و پرسشی تیراندازی می کنند که در نهایت منجر به کشته شدن یکی از پسرها می شود. در مکزیک که اصلاً پلیسی وجود ندارد و با توجه به حضور اسلحه حتی در مراسم عروسی به نظر نمی رسد این کشور نیازی به پلیس هم داشته باشد!!! در آمریکا پلیس های مرزی رو داریم که در عین دقیق بودن چقدر گیرهای الکی می دهند و البته چقدر قوانین آنها سفت و سخت است و پلیس چقدر وطیفه شناس و مسوولیت پذیر (نقطه مقابل فیلم The Departed)!!! و در کشور ژاپن هم که پلیسی متعهد و مسوولیت پذیر داریم که در هر شرایطی فقط به انجام وظیفه می اندیشد و نه چیزی دیگر!!! ضمن آن که بدون هیچ گونه خشم و فریاد و کتک و تیراندازی با متهمین مودبانه صحبت و همدردی نیز می کند!!!!!!!!

- در مقابل ، نقش متهمین به عنوان نمونه ای از مردم هم زیباست! در مراکش ، حسن تا کتک نخورد ، حرف هم نمی زند. در مرز امریکا ، وقتی مرد مکزیکی به گیر پلیس مرزی می افتد فرار را بر قرار ترجیح می دهد و در ژاپن متهم (مرد ژاپنی) در برابر پلیس می ایستد و واقعیت را بدون هیچ فشاری بازگو می کند و پلیس هم به متهم اطمینان نشان می دهد و از او می خواهد فردا برای پاسخ به چند سوال به دفتر وی برود و متهم هم می پذیرد.

- از سویی دیگر تفاوت اقتصادی هم در بین این سه کشور عیان است. مراکش به عنوان نمونه ای از کشورهای توسعه نیافته (شاید هم در حال توسعه!!) یک کشور بسیار فقیر و با سطح زندگی کاملاً روستایی به نحوی که از اولین امکانات بهداشتی و رفاهی نیز برخوردار نیست. مکزیک به عنوان نمونه ای از کشورهای در حال توسعه (شاید هم توسعه یافته!!) که مردمش علیرغم کمبودهای اقتصادی و مشکلات فرهنگی ، زندگی شهرنشینی حداقلی را تجربه می کنند و ژاپن که در حالتی از انفجار ثروت و امکانات است (نمونه ای از کشوری کاملاً توسعه یافته !!)

- در مراکش غم ، اندوه ، زجر ، انفعال و سردرگمی عجیبی در چهره های مردم موج می زند. در مکزیک مردم از نوع مردمانی الکی خوش هستند و در ژاپن مردم از خوشی زیاد نمی دانند چه کاری هست که نکرده اند.

-  راستی چرا هر سه این کشورها ، فرهنگ و آئینی به اصطلاح کهنه دارند؟؟! فرهنگ هایی به شدت مملو از خرافات و سنت های خاص. مکزیک در قاره آمریکا ، ژاپن در آسیای جنوب شرقی و مراکش در شمال آفریقا (شامل شهرهای معروف کازابلانکا و طنجه و سرزمین قوم کارتاژ) قرن ها در تقابل های مختلف با کشورهای هم جوار بوده اند.

-  راستی چه ارتباطی بین این فیلم با سه فرهنگ دینی عرفانی ، اسلامی ، بودایی ، شینتویی و سرخپوستی وجود دارد؟؟!

- چقدر آمریکا در آرامش است و همه چیز سرجای خودش، هر چند بجز چند آمریکایی حضور زیادی از سرزمین آمریکا در فیلم مشهود نیست!!!!

- چرا دختر ژاپنی فیلم لال بود و نمی تونست با بقیه ارتباط برقرار کند؟؟؟ حکمتی در این لالی بود؟؟؟ به قول پسر عمویم اگر دوست پسرش کور بود اون وقت چه می کردند؟؟؟!!!

-  و در پایان اسم این فیلم ........... چرا بابِل؟؟؟؟ .......... آیا فیلم در سرزمین بابِل اتفاق افتاده است یا در زمان شکوه بابِل؟؟؟؟ .......... فکر می کنم هنوز هم درگیر همان نفرین مردم بابِل هستیم که خواستند سر به نافرمانی بگذارند و صحبت از اتحاد و همدلی و هم زبانی کردند و زبان جهانی و دین جهانی و فرهنگ جهانی و سرزمینی بدون مرز!!!! .................. همان دهکده جهانی ............. چقدر فکر کردند!!!!

- به نظر می رسد این فیلم بیانیه ای بود در تقابل با ایجاد دهکده جهانی ....... فیلمی که می خواست بگوید با این همه تفاوت های فرهنگی چگونه می توان این مردمان را در کنار یکدیگر جمع کرد و جهانی واحد ساخت....... شاید واقعیت چنین باشد!!!! و شاید علت بی مهری هالیوودی ها هم همین نکته بوده باشد.

 

   +
        7:16 بعد از ظهر پنجشنبه 17 اسفند1385  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



امشب تلویزیون در برنامه سینما ماوراء فیلم آب تیره یا آب سیاه رو نمایش داد. نمی دونم چه اصراری وجود داره اینقدر الکی تماشاچی رو بترسونن. خیلی مسخره بود. مسخره تر از اون چیزی که فکرش رو می کردم.

شاید بی اغراق سی چهل تا فیلم مثل این رو تا به حال دیده بودم طوری که همون اول فیلم وقتی داشتن خونه رو می دیدن و وان حموم رو با اون در نشکنش نشون دادن گفتم هیچی قراره یکی توی این وان گیر کنه!

واقعاً درک نمی کنم چه اصراری دارن این جور فیلما رو بسازن؟ که چی بشه؟ حیف این همه هنرپیش] خوب که توی همچین فیلم مضحکی بازی می کردن!!!! جالب تر از همه این بود که دو تا استاد دانشگاه هم نشسته بودن فیلم رو نقد و بررسی می کردن و سعی داشتن خیلی هنری نشونش بدن!!!! آدمای بیکار !!!

در حاشیه:

-         اگه قراره این جور فیلمای ترسناک نشون داده باشه چه اجباری به برنامه ای با عنوان سینما ماوراء!؟ خود اون خارجی ها واسش اسم گذاشتن ، سینما وحشت یا Horror!!! بعد ما می آیم و با چار تا استاد جورواجور از دانشگاه های خارج برگشته واسش اسم می ذاریم سینما ماوراء!!!!!!!!!!!

-         یواش یواش داره صحنه های حمومی هم توی تلویزیون سروکله اش پیدا می شه. چند شب پیش توی سریال نرگس ، حسن پورشیرازی بود و امشب هم مادر و بچه فیلم آب تیره و ..... !!!!

-         چند شب پیش سینما ماوراء تبلیغ فیلم های آینده اش رو می کرد. فکر می کنم دومی یا سومین فیلمی که تبلیغ کرد اسمش بود لوتر یا همچین چیزایی ، داستان لوتر رهبر پروتستانیسم اروپای مسیحی!!!!! امشب در همون تبلیغ هیچ خبری از این فیلم نبود!!!!! جل الخالق!!!!!!!!!

-         راستی چه خبره هر شب چند تا فیلم !!!!!!!!! اصلاً فرصت تماشای همه شون نیست!!!! هنوز این فیلم آب تیره تموم نشده بود که شبکه 5 برنامه سینما 5 رو شروع کرده بود و فیلم هندی قیام رو با بازی خوب امیرخان هنرپیشه معروف هند گذاشت!!!! وسط همین فیلم قیام ، شبکه 3 سریال نرگس رو شروع کرد!!!!! چه خبره بابا!!!!!! گفتن تهاجم فرهنگی ، گفتن فرار مردم از برنامه های تلویزیون ، گفتن رویکرد جوانان به برنامه های ماهواره ای ولی شما که همگی زیر یک مدیریت صدا و سیما کار می کنید و هر شبانه روز صد بار آگهی پخش برنامه های آینده تون رو می زنید زیر برنامه ها ، اونهم چه قدر بی سلیقه طوری که گاهی وقتا صحنه مهمی از فیلم یا تیتراژ فیلم می ره زیر آگهی !!!!! تازه توی مجله ها و اینترنت و روزنامه هم که اعلان برنامه می کنید!!!!!! تلفن و فکس و ای میل هم که دارید ، حداقل آخر شبی ، وقتی بی وقتی ، توی استخری یا زمین تنیسی ، جایی قرار بذارید و ساعتاتون رو با همدیگه تنظیم کنید و مردم رو اینقده گیج نکیند و زن و شوهرها رو با بچه هاشون و خودشون به جون هم نندازید!!!!!

-         اینجوری پخش برنامه ها عین خود تهاجم فرهنگیه می گید نه!!!!!! چرا ده بیست سال پیش همین فیلما رو نشون نمی دادن ؟؟!!! سینمای هند و آمریکا در سال 1384 شروع شد؟؟؟؟؟!!!! یا در سال 1384 تهاجم فرهنگی رو کنار گذاشتن و همکاری فرهنگی رو شروع کردن!!!!!!

-         خوشمزه تر آنکه بعد از فیلم قیام در شبکه 5 یه تحلیل شفاهی بر روی فیلم انجام شد که داشت موسیقی هند و بازیگرهای هند و بقیه داستاناشون رو باز می کرد!!!! خدا رو شکر!!!!! بالاخره همین روزا موسیقی هندی رو هم از تلویزیون شاهدیم!!!!

-         داشتم فکر می کردم چقدر من آدم بی ظرفیت و بی جنبه و نادانی هستیم که صدا و سیما مجبوره برای روشن کردن من اینقده زحمت بکشه تا من بفهمم دنیا کجاست و من کجام!!! چقده من شوتم که باید به من بفهمونن که موسیقی هم چیز خوبیه و توی تلویزیون اشکالی نداره موسیقی چه هندی و چه خارجی پخش بشه!!!! خاک به سر من بکنن که هنوز اینقده نفهمم و باید اینجور چیزا رو هنوز به من آموزش بدن!!!!!!!!!!

-         راستی موضوع انرژی هسته ای به کجا کشید؟؟؟؟؟!!!!! اینقده مشغول فیلم و فوتبالم که نمی دونم الان کجای کاریم!!!!!!!؟؟؟؟؟!!!!!

   +
        2:16 قبل از ظهر دوشنبه 30 مرداد1385  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



امشب رفتیم سینما ، فیلم کافه ستاره.

بدون هیچ تعارفی ، همین اول ، باید بگم کافه ستاره از جمله فیلمایی است که باید دید ، بسیار زیباست و دوست داشتنی که هیچ وقت فراموش نخواهد شد. با دیدن این فیلم آدم متوجه می شه برای فروش خوب لازم نیست فیلم کمدی موزیکال آب گوشتی ساخت!!!! حتی یه فیلم جدی هم می تونه با اندکی طنز بدون این که تو ورطه ابتذال بیوفته ، فروش خوبی هم داشته باشه!

بگذریم ، بعد از تماشای فیلم حالا نوبت ماست :

1-     چند سال پیش ، اولین باری که اسم سامان مقدم رو دیدم نمی دونم روی پرده سینما بود یا تابلوهای تبلیغاتی ، ولی خوب یادم هست که به رفیقِ همراهم گفتم این بابا کپی کار خوبیه!!! هر چند تا اون موقع نه فیلمی ازش دیده بودم و نه تا امشب فیلمی ازش دیده بودم ولی نمی دونم چه حسی بود شاید از نوع ششم که اون روز این حرف رو زدم!!!

2-     بعدها فیلم مکس سامان مقدم خیلی سروصدا کرد که هنوز سعادت نشده ببینم ولی در این میون تبلیغات کافه ستاره رو توی تابلوی نمایش های آینده سینماها دیده بودم ، اون موقع هم گفتم این بابا یک کپی کاره ولی این دفعه رو یادم هست چرا گفتم!!!

3-     خیلی خوب یادمه که اون موقع گفتم : این بابا حتی اسم فیلم رو هم کپی می کنه ، منظور فیلم پارسالیه ، کافه ترانزیت!!!! هر چند این فیلم رو هم ندیده ام و اگه توفیق بشه شاید توی این دو سه روزه که قراره شبکه 3 سیما نشون بده ، ببینمش!

4-     کافه ستاره رو امشب دیدم عجب فیلمی !!!! از سامان مقدم بعید بود!!!!یه دفعه چند پله یکی؟؟؟؟!!!!!

5-     اولین فیلمی بود که از سامان مقدم می دیدم و متوجه شدم حدسم درسته ، نه! مثل این که از این جوون داره یه چیزایی در می آد حتی اگر کپی کار باشه! در این وانفسا باید گفت دستت درد نکنه! خوب بود! خوب چیه عالی بود!!!!

6-     در شرایطی که علی حاتمی مرده و از بیضایی و مهرجویی و تقوایی ، پور احمد و عیاری (عیاری در آن سوی آتش) و کامبوزیا پرتوی و ابراهیم فروزش خبری نیست و کیارستمی و مخملباف ها و پناهی و قبادی و نادری در فرنگ هستند و کیمیایی و بنی اعتماد و بقیه هم چند سالیه که دیگه چنگی به دل نمی زنند به هر حال باید این جوونا یه جوری چرخ سینما رو بچرخونند و نشون بدن شاگرد خوب مسعود کیمیایی هستند و فیلم و سینما رو خوب می فهمند!!!!!! فقط در همین جا یک پرانتز باز می کنم و یادی از امیر نادری می کنم ، امیر نادری عزیز و دوست داشتنی که چند وقت پیش ، پس از قریب به 15 سال ، فیلم دونده اش رو تونستم برای چندمین بار ببینم و غبطه بخورم که چرا این مرد ، چند سال؟ چند سال از من جلوتره؟؟؟!!! چیزایی رو در فیلمش دیدم که حالا تازه بعد از 15 سال دارم می فهمم چی بودن!!!!! بیخود نبوده جایزه نانت فرانسه رو اون سال ها می بره!!!! موضوع فقط نمایش بدبخت بیچارگی های ما جهان سومی ها نیست!!! فیلم خودش جون داره . باهات حرف می زنه!!!!!

7-     تدوین از فیلم 21 گرم ، موسیقی و بازی رنگ از سه گانۀ آبی سفید و قرمز کیشلوفسکی ، موضوع و حس از زیر پوست شهر رخشان بنی اعتماد و در نهایت روح تموم فیلمای مسعود کیمیایی رو هم بدمید می شه فیلم کافه ستاره سامان مقدم!!!!!!!!!!! می شه یک کپی خوب و موفق.

8-     در مقابل همه اینا ، بازی ها یه چیز دیگه اس!!!! بازی ها فوق العاده ان !!!!! نمی دونم خود سامان مقدم از این هنرپیشه ها بازی گرفته یا کمک داشته یا باز هم همون روح عالیجنابِ پیرِ خاکستری پوش سینمای ایران تو کار بوده!!!!!!!!!!

9-     از بازی ها براتون بگم :

1-9- اولین باری که پژمان بازغی رو دیدم ، توی یه سریال تلویزیونی نقش یه آتیش نشان رو داشت. همون موقع گفتم این بابا جاش توی تلویزیون نیست. خیلی بیشتر از اینا جا داره و می تونه یه هنرپیشه مطرح در سینما باشه!!!! بعد از کارش با ابراهیمی حاتمی کیا حالا توی این فیلم تونسته خوب بدرخشه ، هر چند ، توی این فیلم تا اندازه زیادی تحت تأثیر بازی محمدرضا فروتن در فیلم زیر پوست شهر هست و بنیکو دل تورو توی فیلم 21 گرم. با این حال بازیش زیباست و هنوز جا داره!!!! تیپ و بدن و استیل و بیان و نگاه و قدرت رو با هم داره. هم به درد قیصر می خوره هم علی بی غم و هم در امتداد شب. موفق باشی.

2-9- هانیه توسلی مثل همه فیلماش فوق العاده اس و روز به روز هم بهتر می شه. کم بازی می کنه ولی زیبا کار می کنه!!!! دست گلاب آدینه درد نکنه!!!!

3-9- رویا تیموریان رو اولین بار در سریال تلویزیونی محاکمه دیدم و عهمون موقع گفتم این هنرپیشه رو از کجا پیدا کردن!!!! با این سن و سال تا الان کجا بود!!!! دیر اومد ولی بسیار موفق اومد!!!! هنوزم به جرآت می گم بازیکن بی نظیره و حالا حالاها باید ازش فیلم خوب دید!!!! هرچند نتونسته باشه به قدرت فریماه فرجامی در فیلم نرگس و کتایون ریاحی در فیلم شام آخر بازی کرده باشه ولی بازیش فوق العاده اس!!!!

4-9- افسانه بایگان رو خیلی ساله که می شناسمش ، از سال های اول دهه شصت که سینما روهای جوون به سن و سال من در اون زمان نقش دختر خونه رو که می خواد شوهر کنه یا متأهله و هزار جور مشکل داره رو با افسانه بایگان شناختن. نقشی که چند سال بعدش نیکی کریمی به عهده گرفت. با این تفاوت که نقش افسانه بایگان دختری ملایم بود و نیکی کریمی دختری عاصی!!!! تا امشب فکر می کردم افسانه بایگان هنرپیشه ای بود که در همون دهه تموم شد ولی امشب از بازی حیرت انگیزش تعجب کردم هر چند قدری اضافه وزن پیدا کرده ولی بسیار زیبا بازی کرد. با شناختی که از اون داشتم باور نکردنی بود!!!!!!!

5-9- ایرج نوذری هم که در تموم فیلماش مرد مثبتِ خوش تیپ و پولدار بود و به نظر نمی اومد هیچ وقت از این قالب بیرون بیاد ولی در این فیلم خیلی قشنگ پوست انداخت و اگه همین طوری بمونه هم فال می شه و هم تماشا.

6-9- حامد بهداد رو هم نمی دونم فیلم اولش بود یا نه؟ ولی توی همین فیلم خیلی خوب بازی کرد و اگه کم نیاره می تونه جایگاه خوبی توی هنرپیشه های جوون سینمای ایران داشته باشه!!!

6-9- بقیه نقشا هم اگر چه کوتاهند ولی بسیار زیبا اجرا می شوند از نگار فروزنده و مسعود رایگان بگیرید تا هنرمند قدیمی و نام آشنا و بسیار توانای رادیو و تلیوزیون و سینمای کشور ، خانم نیکو خردمند.

10- از تدوین فیلم براتون چیزی نمی گم که هر چند قدری ته مایه تدوین سه گانه کیشلوفسکی رو با خودش داشت ولی کپی برابر اصل فیلم 21 گرمه. اگه اونو دیدید که هیچ ، اگر هم ندیدید که پیداش کنید و ببینید. مطمئن باشید چیزی از دست نمی دید بجز همون 21 گرم رو!!!!!! برای تماشاچی ساده پسند ایرانی دیدن این جور فیلما حداقل توی سینمای خودمون با موضوعی ایرونی به درک و فهم فیلم خیلی کمک می کنه!!!!!!!!!!!!! تماشاچی هایی که بعد از این همه سال هنوز چیپس و تخمه و ساندویچ و فلاسک چای می آرن توی سینما اون هم سینماهای معتبر شهر تهرون اون وقت می خوان فیلم جدی هم ببینن!!!!! خوب معلومه کارگردان هم باید ته مایه هایی از فیلمایی مثل چند می گیری گریه کنی و عروس بدلی و عروس فراری و شام عروسی رو قاطیش کنه!!!!! تماشاچی ما که با اون جوریاش آشنا نشد شاید این جوری یه مقداری با مقوله فیلم و سینما و تکنیک این جور خنزرپنزرها آشنا بشه!!!!!!!!

11- موسیقی فیلم هم اگر چه بد نیست ولی می خواست یک کپی از سه گانه کیشلوفسکی باشه که به اون خوبی در نیاومد.

12- طراحی صحنه و لباس ها و گریم هم بد نبود به خصوص پیراهن هانیه توسلی!!!!

13- فیلم نامه فیلم هم اگر چه به واسطه تأثیر تدوین فیلم 21 گرم یه علائمی از همون رو هم با خودش داشت مثل نمایش مسجد بجای کلیسا و نقش روحانی بجای پدر مقدس و موضوع قتل و بقیه چیزا ولی در مجموع تنها ایرادی که بر آن وارد بود هر چند می توان آن را به عهده فهم تماشاگر گذاشت ولی مثل بقیه ماجراها باز نشد عاقبت هانیه توسلی بود و نگار فروزنده. یه مقداری ، فقط یه مقداری پایان کار این دو تا معلق مونده ولی گفتم ، می شه با فهم تماشاچی مشکل رو حلش کرد!!!!!!!

14- از بقیه چیزا هم چیزی سر در نمی آرم و می ذارمشون به عهده خودتون!!!!

15- فیلم رو ببینید و لذت ببرید. در این تابستون فیلم خوب کم گیر می آد و همه شون هم با همدیگه رفتن روی اکران. تا به حال طبل بزرگ زیر پای چب رو دیدم که فوق العاده بود  و بعد از چهار شنبه سوری و آتش بس این چهارمین فیلمیه که ارزش دیدن رو داره.

16- بقیه رو هنوز ندیدم. ولی کافه ستاره اگر چه فروش خوبی خواهد کرد ولی بعید می دونم بتونه رکورد فروش آتش بس و حتی چهارشنبه سوری رو بزنه!!!! خیلی سال پیش قبل از رد پای گرگ بود یا بعدش ، یادم نیست ، مسعود کیمیایی در مورد فروش فیلماش و بحثایی اینچنینی که دوران فیلمای شما تموم شده و از این جور حرفا ، گفته بود : یه زن و مرد و یه پشه بند روی پشت بوم بدید به من ، یه فیلم بسازم که رکورد فروش فیلم رو بشکونه (کنایه به فیلم عروس در اون سال ها داشت که فروش خیلی خوبی هم کرده بود بخاطر هنرپیشه های زیبا و جوون فیلم) ، با دیدن صحنه تنظیم انتن ماهواره حامد بهداد و بازی رویا تیموریان و جمله پشه بند ُ بدجوری یاد این حرف مسعود کیمیایی افتادم. قسمت عمده فروش فیلم رو هم مطمئن باشید واسه قسمتایی که رویا تیموریان توش حضور داره ، بویژه ماجراهای آنتن ماهواره ایش. 

با این حال ،  اگه فیلم فروش خوبی نکرد بذارید به حساب سنگینی کار تدوین که یه مقداری فهم فیلم رو برای تماشاچی های ایرانی ساده پسند این روزا سخت می کنه ولی اگه فیلم فروش خوبی کرد بذارید به حساب :

   1-16- تصاویر آوازه خونی حمید شب خیز

   2-16- صدای خوانندگانی چون سیاوس و معین و …

   3-16- حرکات موزون رویا تیموریان

   4-16- حرکات موزون زیر باران پژمان بازغی

   5-16- کل تصاویر بزمی مراسم عروسی

   6- 16- نمایش دیش ماهواره

   7-16-  تیکه پرانی های نگار فروزنده

   8-16- قیصر بازی پژمان بازغی

   9-16- فیلم نامه زیر پوست شهر و نرگس رخشان بنی اعتماد

 10-16- موسیقی سه گانه کیشلوفسکی

 11-16- تدوین 21 گرم

 12- 16- روح مسعود کیمیایی

و دست آخر ….. عشق و عشق و عشق و عشق.

 

این فیلم رو ببینید. ببینید و ببینید.

اثرش رو چند ساعت بعداز پایان فیلم بیشتر درک می کنید!

فقط اگه یه روزی اتفاقی فیلم کوچه میداک رو دیدید که 49 جایزه بین المللی برده و اون وقت متوجه شدید همۀ فیلم ، مثل کافه ستاره خودمونه اون وقت نگید چرا جشنواره های خارجی سامان مقدم ها رو قبول نمی کنند و به فیلمای بدبخت بیچارگی های جهان سوم فقط جایزه می دن!!! و امثالهم!!!! اون وقت اگه دلتون برای اون چند تا کارگردانی که اول گفتم تنگ نشد هر چی خواستید به من بگید!!!!

   +
        2:23 قبل از ظهر یکشنبه 29 مرداد1385  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



برنامه سینما و ماوراء امشب فیلمی داشت تحت نام "پس از زندگی" یا After Life که حیفم اومد درباره اون چیزی ننویسم. فیلم بطور خلاصه در مورد تعدادی آدم است که مرده اند و در ساختمانی به صورتی خیلی طبیعی دور هم جمع شده اند و تعدادی دیگر که از سال ها پیش اونجا  و زندگی و کار می کرده اند از اونا می خوان که بهترین خاطره زندگیشون رو ظرف سه روز آینده بگن تا اونا بتونن اون خاطره به یادماندنی از زندگی اونا رو به صورت یک فیلم بازسازی کنن. و حالا صحبت های ما :

1-      به گفته آقای دکتر عالمی اسم این فیلم در ژاپنی "زندگی دوست داشتنی" بود حال به چه علت به "پس از زندگی" تغییر نامش داده اند خدا می داندو بس. گویا انگلیسی ها هم مثل ما از دستکاری تو فیلم بدشون نمی آد. با این حال اسم ژاپنی آن زیباتر و به مفهوم فیلم نزدیکتر است.

2-      از سانسور و برش و ترجمه غلط و تصویرگذاری و کلام گذاری و این جور چیزا نمی گم که به اندازه کافی گفته شده و باید خودمون یه چیزایی براشون بسازیم. فقط خواهش می کنم فیلمی که زیر نویس انگلیسی داره نشون ندید که آبروریزی می شه و همه می فهمن چقدر داره تو فیلم اشتباه می شه مثل فیلم هفته قبل MEA

3-      فیلم در وهله اول غافلگیر کننده است ولی با کمی نگاه می توان رگه هایی از فیلم های مشق شب کیارستمی و سینما پارادیزو جوزپه تورناتوره و سلام سینما محسن مخملباف و حتی در یکی دو صحنه نمایش ترومن را در اون یافت.

4-      غافلگیری دوم پس از پایان فیلم و پرسش دکتر عالمی از دو مهمانش است. او می پرسد شما مهمانان گرامی بهترین خاطراتتون چیه؟ دکتر حسن بلخاری هم یک جواب کلیشه ای می ده!! البته من خاطره خاصی ندارم که بخوام با خودم به اونور ببرم و ..... کلی از اینجور حرفا .... ولی خوب یادم می آد که ...... .

همین روزاست که دکتر بلخاری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بشه و یا مشاور عالی شورایعالی انقلاب فرهنگی یا معاون اول رئیس جمهور یا شاید هم بالاتر .... روشنفکر دینی و فیلسوف بزرگ قرن!!!! اگر شد یادتون باشه ما کی گفتیم!!!! ... البته در این دومی رقیب بسیار پرکاری داره که هر جمعه برنامه هاشو تلویزیون نشون می ده و الان جای الهی قمشه ای با برنامه های شب پنج شنبه و جمعه ایش رو هم گرفته ..... برادر رحیم رحیم پورازغدی.

5-      خیلی پیش از آن که دکتر عالمی پرسشش رو مطرح کنه ، در طول فیلم به همسرم می گفتم اگر از من می خواستن بهترین خاطره زندگیم رو بگم ، می گفتم :  "زندگی"

«زندگی من، خواب کوتاهی بود که در اون متولد شدم و زندگی کردم و فقط زندگی ، همون طوری که تا حضور در اون ساختمان فیلم امشب زندگی کردم و با یک اتفاق ساده اون هم فقط با یک اتفاق ساده در این ساختمان توی این فیلم هستم و دارم بهترین خاطره ام رو تعریف

 می کنم»

6-      اولین نکته در این فیلم ، فراموش شدن مرز زندگی واقعی و زندگی پس از مرگ است که البته از نوعی متفاوت از فیلم « دیگران » می باشد. نمی دانم این را به حساب تعمد کارگردان بذارم یا اشتباه وی که نتونسته این مسئله رو خوب در بیاره و بیننده ممکن است دچار سردرگمی های بسیار زیادی بشه. البته ممکن است این موضوع با توجه به اعتقادات مذهبی ژاپنی ها همخوانی داشته باشه و با توجه به باورهای آنها توجیه پذیر ، با این حال قدری درک زمانی و مکانی فیلم مشکل است و پیچیده!!! ولی نه غیر قابل فهم.

7-      آنچه که در زیباترین خاطرات هر یک از این افراد برجسته می نماید چند چیز است :

-    عشق

-    خوردن

-    دیدن روی زیبا

-    تفریح

-    کار

-    همسر و ازدواج

-    تولد و فرزند

-    دیدن گل های زیبا

-    بیهودگی

-    و در نهایت ماه زیبا

8-      چرا این همه عشق و ازدواج. به اعتقاد من چهار مرحله مهم زندگی هر انسان عبارتند از :

-    تولد

-    ازدواج

-    پدر یا مادر شدن

-    مرگ

با توجه به آنکه هیچ کسی تولد خودش رو نمی بینه و مرگ خودش رو هم نمی تونه ببینه (البته در همون موقعی که توی این زندگی زنده است) فقط دو مرحله مهم از زندگیش باقی می مونه که اول ازدواج و دومی پدر یا مادر شدن است که در دومی می توانی تمامی آنچه را که از تولد و بزرگ شدن خودت ندیده ای بصورت یک فیلم شبیه سازی شده ببینی.

اما یک تفاوت دیگر هم در بین این چهار مرحله وجود داره و آن هم بحث اختیار داشتن در دو مرحله ازدواج و بچه دار شدن است که در تولد و مرگ خود هیچ اختیاری نداریم (نگاه ما از درون زندگی است نه از بیرون و فضایی خارج از آن) و در این میان ازدواج یا بعارتی دیگر انتخاب همسر یا انتخاب جفت مهم ترین قسمت زندگی از نظر موجود زنده مختار است که در این فیلم اینچنین مورد توجه قرار گرفته است و بخش عمده ای از خاطرات این مردگان نشسته در ساختمان انتظار در مورد مسایل جفت یابی است.

از ازدواج های موفق و لحظات شیرین با همسر بودن گرفته تا ازدواج های ناموفق یا بی تفاوت مردی که همیشه در فکر کارش بود و فریب خوردن زن (به ظاهر خیابانی با اون گل بزرگ صورتی که فکر می کنم داشت چراغ می زد) و گول زدن پیرمرد جذاب که حالا پیر شده بود و این ور هم ول کن نبود و پسران و دخترانی که همین طور مجرد به این ساختمان آمده بودند.

هر چند تصمیم برای مردن یا کشته شدن نیز بسیار سخت است و اگر کسی د راین شرایط قرار بگیره که بخواد این مورد رو خودش انتخاب و اجرا کنه ، باید بگم حتی از ازدواج کردن هم سخت تره!!! فکرش رو بکنید دارید زندگی می کنید خوب و خوش و خرم و یک دفعه به هزار و یک دلیل ناخواسته متوجه می شید باید تصمیم بگیرید بمیرید یا زنده بمونید؟؟!!! (بحث هایی مثل مرگ هر کسی از پیش تعیین شده است و اینجور چیزا رو جدا کنید که موضوع مطروحه در این ارتباط و فهم و درک اینجور مسائل نیست و مطالب فوق فقط برای عوام نوشته شده که مفاهیم ساده و مشخصی رو برای زندگی کردن می شناسن)

9-      با تمشای فیلم پرسش های بیشماری در مغز آدم جوانه می زنند (جدای بحث آدم بودن و وجود مغز و چگونگی جوانه زنی) و نمی دونم چه نیازی به این همه جوونه؟؟!!!.

10-   چقدر مرگ زیباست و ما چقدر از مرگ می ترسیم. چرا باید دنیای پس از زندگی را شنزاری سوزان و پر از مار و عقرب و آتش دید و گرسنه و تشنه و نالان بود و تاریکی و سیخ داغ و موجوداتی با هیکل های خشن و زمخت و سیاه و پشمالو با چشمانی سرخ و بدن و موهایی کثیف؟؟؟؟؟؟

زندگی پس از مرگ می تواند به همین زیبایی باشد حتی برای کسی که از این زندگی بهره ای  نبرده و یا حتی دست به خودکشی زده.

11-   پیرمردی بود به نام "واتانابه" که در همه عمرش داشت کار می کرد و چیز می ساخت و البته اگر چه فیلم خوب بیان نمی کرد (شاید بخاطر سانسور) ولی به نظر می آمد دانشمندی ، محققی ، مخترعی ، مکتشفی یا چیزی در همین حدود بود. این پیرمرد نمی تونست حتی یک خاطره خوب به یاد بیاره و مجبور شدن تمام فیلم زندگیش رو توی 72 – 71 حلقه فیلم بیارند تا ببینه و خاطره خوشش رو انتخاب کنه. فکر می کنم این پیرمرد در طول حیات خود اینقدر درگیر فکر کردن و مطالعه و تحقیق و کار بوده که زندگی رو فراموش کرده بود و نتونسته بود خاطره خوشی رو بجز کار کردن با خودش بیاره. حتی در بخشی از فیلم ، در روزهای اول آشنائیش با همسرش ، می گه سینما و فیلم دیدن رو دوست داره ولی پس از چهل سال متوجه می شه از اون روز یک بار هم با همسرش سینما نرفته و حتی این گفته خودش رو هم بخاطر نمی آره.

12-   در مقابل این پیرمرد جوونی بود به نان ایسایی (شاید هم عیسای خودمون در زبان ژاپنی باشه) که خاطره خوش داشت ولی نمی خواست به خاطر بیاره ، دچار نوعی لجبازی بود و شاید هم غرور ، البته خودکشی کردن او خود گویای روحیه و سرگشتگی اش نیز بود.

13-   در یک صحنه « واتانابه» با جوانی در مورد معمولی بودن ازدواجش صحبت می کنه و جوان می گه در مورد آدمای دوره ما اینطوری وبده و پیرمرد می گه فقط در مورد آدمای دوره ما ؟! طوری که یعنی تو و من از یک دوره ایم؟! و جوون میگه من متولد 1923 هستم (فکر میکنم)و اگر تا الان زنده بودم حدود هفتاد و چند ساله می شدم.

اگر رفتیم توی اون اتاق و نشستیم کنار هم ، چقدر سخته آدمایی با تاریخ تولدایی متفاوت ولی کوچکتر یا بزرگتر از همدیگه کنار هم می شینن!!! نمی تونی تشخیص بدی کی بزرگتر و کی کوچکتره!!! اگرچه از نظر ظاهری یکی 10 ساله اس و دیگری 60 ساله اس و دیگری 40 ساله ولی شاید اون 10 ساله متولد 13 پیش از میلاد باشه و اون 60 ساله متولد 1946.

14-   در مورد آدمایی از فرهنگای مختلف هم همین طوره!!!!!آیا ما و ژاپنی ها و آلمانی ها و سرخ و سیاه پوست ها و بقیه توی یک اتاق جمع می شیم!!!!! یا شاید هم توی چند بیمارستان یا مدرسه (بیمارستان و مدرسه تعبیر دکتر عالمی از محل اجتماع مردگان فیلم است)!!!

حالا جمع شدیم با چه زبونی از ما سووال می پرسن که بهترین خاطراتتون چیه؟؟؟؟ زبان مشترک ما چیه؟؟؟؟!!! حالا ممکنه پرسشگر ، همه زبونا رو بلد باشه ولی ما که اونجاییم چی ؟؟!!! چطوری با هم حرف بزنیم؟؟؟؟ مردی از 1000 سال پیش از میلاد در شهر شوش با مردی از سده اول پس از اسلام و مردی متولد 1356 در همان شهر آیا زبان یکدیگر را می دونن!!!! نمی خوام موضوع رو پیچیده تر و مشکلترش کنم و بگم از هزاران سال پیش در آفریقای چنوبی تا چند سال پیش در آمازون (لطف کنید قوه تخیلتون رو بکار بندازید و اینها رو دیگه خودتون بسازید).

اومدیم و پرسشگران کمک کردند و مثل همین فیلم که فیلم های زندگی « واتانابه » رو بهش دادن به ما هم نه تنها فیلمامون رو بدن بلکه با یک چوب کوچولو بزنن توی سرمون و ما هم همه زبونا و فرهنگای دنیا رو در تمام طول تاریخ یاد گرفتیم که دیگه با هم مشکل نداشته باشیم ، این خودش تقلب نیست؟؟؟!!!! شاید هم یک زبان مشترک مثل اسپرانتو در ضمیر ناخودآگاه همه ما انسان ها وجود داره که وقتی پامون به اون اتاق رسید خودبخود به همون زبون ناخودآگاه ، زبون باز می کنیم؟؟!!!

15-   دیدم مردی توی این فیلم موهاش رو سشوار می کشید و مردی قلمی می تراشید و هرکسی کاری..... راستی فضای پیرامونی ما در اون اتاق از نظر ابزار شناختی چگونه است؟؟؟!!! آیا پدربزرگ من در اتاقش کامپیوتر خواهد داشت و پدرش تلویزیون را می شناسد؟؟؟!!! مهدعلیا مادر ناصرالدین شاه آیا کار با فر گاز را بلد است؟؟؟!!!! آیا برای زندگی در اون اتاق ها نیازی به ابزارشناسی و آموزش کار با اونها وجود داره یا اون همثل بحث زبان شناسی است و یک چوب کوچولو با جرقه هایی ستاره ای شکل در اطراف کله ما؟؟؟!!!!

16-   با این حال ، چه زیباست لحظه ای که سقف نصب شده بر بالای یک دالان برداشته می شه و شب تاریک با یک ماه درخشان که اینچنین زیبا می نمود تبدیل به یک روز روشن و آفتابی می شه!!! آیا حقیقت همیشه همان گونه است که ما می بینیم؟؟؟؟ آیا روزی کسی این سقف رو بر می داره و خورشید بزرگ درخشان از پس ماه کوچک زیبا بیرون می آد؟؟؟؟؟

 

ترسی است در نبودنِ چراغ

آنجا

به زنجیر کشند

سپاه مهتاب

خورشید.

                              

            چهل و هشت - دوازده

   +
        2:54 قبل از ظهر دوشنبه 1 خرداد1385  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



این هم یک لیست کامل از بهترین فیلم های تاریخ سینما بای کسانی که می خواند فیلم خوب ببینند یا آرشیو فیلم دارند.

The Best 1,000 Movies Ever Made. By THE FILM CRITICS OF THE NEW YORK TIMES. This list is drawn from the second edition of "The New York Times Guide to the Best 1,000 Movies Ever Made" (St. Martin's Griffin, $24.95), edited by Peter M. Nichols and published in 2004. .

New York Times Guide to the Best 1,000 Movies Ever Made
 
A
 
À Nous la Liberté (1932)
About Schmidt (2002)
Absence of Malice (1981)
Adam’s Rib (1949)
Adaptation (2002)
The Adjuster (1991)
The Adventures of Robin Hood (1938)
Affliction (1998)
The African Queen (1952)
L’Age d’Or (1930, reviewed 1964)
Aguirre, the Wrath of God (1972, reviewed 1977)
A.I. (2001)
Airplane! (1980)
Aladdin (1992)
Alexander Nevsky (1939)
Alice Doesn’t Live Here Anymore (1975)
Alice’s Restaurant (1969)
Aliens (1986)
All About Eve (1950)
All About My Mother (1999)
All Quiet on the Western Front (1930)
All That Heaven Allows (1956)
All the King’s Men (1949)
All the President’s Men (1976)
Amadeus (1984)
Amarcord (1974)
Amélie (2001)
America, America (1963)
The American Friend (1977)
American Graffiti (1973)
An American in Paris (1951)
The Americanization of Emily (1964)
American Movie (1999)
Amores Perros (2000)
Anastasia (1956)
Anatomy of a Murder (1959)
The Angry Silence (1960)
Anna and the King of Siam (1946)
Anna Christie (1930)
Annie Hall (1977)
The Apartment (1960)
Apocalypse Now (1979)
Apollo 13 (1995)
The Apostle (1997)
L’Argent (1983)
Ashes and Diamonds (1958, reviewed 1961)
Ashes and Diamonds (1958)
The Asphalt Jungle (1950)
L’Atalante (1934, reviewed 1947)
Atlantic City (1981)
Au Revoir Les Enfants (1988)
L’Avventura (1961)
The Awful Truth (1937)

B

Babette’s Feast (1987)
Baby Doll (1956)
Back to the Future (1985)
The Bad and the Beautiful (1953)
Bad Day at Black Rock (1955)
Badlands (1973)
The Baker’s Wife (1940)
Ball of Fire (1942)
The Ballad of Cable Hogue (1970)
Bambi (1942)
The Band Wagon (1953)
Bang the Drum Slowly (1973)
The Bank Dick (1940)
Barfly (1987)
Barry Lyndon (1975)
Barton Fink (1991)
The Battle of Algiers (1965, reviewed 1967)
Le Beau Mariage (1982)
Beautiful People (2000)
Beauty and the Beast (1947)
Beauty and the Beast (1991)
Bed and Board (1971)
Beetlejuice (1988)
Before Night Falls (2000)
Before the Rain (1994, reviewed 1995)
Being John Malkovich (1999)
Being There (1979)
Belle de Jour (1968)
Ben-Hur (1959)
Berlin Alexanderplatz (1983)
The Best Years of Our Lives (1946)
Beverly Hills Cop (1984)
The Bicycle Thief (1949)
The Big Chill (1983)
The Big Clock (1948)
The Big Deal on Madonna Street (1960)
The Big Heat (1953)
Big Night (1996)
The Big Red One (1980)
The Big Sky (1952)
The Big Sleep (1946)
Billy Liar (1963)
Biloxi Blues (1988)
The Birds (1963)
Birdy (1984)
Black Narcissus (1947)
Black Orpheus (1959)
Black Robe (1991)
Blazing Saddles (1974)
Bloody Sunday (2002)
Blow-Up (1966)
Blue Collar (1978)
Blue Velvet (1986)
Bob & Carol & Ted & Alice (1969)
Bob le Flambeur (1955, reviewed 1981)
Body Heat (1981)
Bonnie and Clyde (1967)
Boogie Nights (1997)
Born on the Fourth of July (1989)
Born Yesterday (1950)
Le Boucher (1970)
Bound for Glory (1976)
Boys Don't Cry (1999)
Boyz N the Hood (1991)
Brazil (1985)
Bread, Love and Dreams (1954)
Breaker Morant (1980)
The Breakfast Club (1985)
Breaking Away (1979)
Breaking the Waves (1996)
Breathless (1961)
The Bride Wore Black (1968)
The Bridge on the River Kwai (1957)
Brief Encounter (1946)
A Brief History of Time (1992)
Bringing Up Baby (1938)
Broadcast News (1987)
Brother’s Keeper (1992)
The Buddy Holly Story (1978)
Bull Durham (1988)
Bullitt (1968)
Bus Stop (1956)
Butch Cassidy and the Sundance Kid (1969)
The Butcher Boy (1998)
Bye Bye Brasil (1980)

C

Cabaret (1972)
The Caine Mutiny (1954)
California Suite (1978)
Calle 54 (2000)
Camelot (1967)
Camille (1937)
Captains Courageous (1937)
Carmen Jones (1954)
Carnal Knowledge (1971)
Casablanca (1942)
Cat on a Hot Tin Roof (1958)
Catch-22 (1970)
Cavalcade (1933)
The Celebration (1998)
La Cérémonie (1996)
Chan Is Missing (1982)
Chariots of Fire (1981)
Charley Varrick (1973)
Chicago (2002)
Chicken Run (2000)
La Chienne (1931, reviewed 1975)
Chinatown (1974)
Chloë in the Afternoon (1972)
Chocolat (1988, reviewed 1989)
The Cider House Rules (1999)
The Citadel (1938)
Citizen Kane (1941)
Claire’s Knee (1971)
The Clockmaker (1973, reviewed 1976)
A Clockwork Orange (1971)
Close Encounters of the Third Kind (1977)
Close-Up (1990, reviewed 1999)
Clueless (1995)
Coal Miner's Daughter (1980)
The Color of Money (1986)
Come Back, Little Sheba (1952)
Coming Home (1978)
The Conformist (1970)
The Conquest of Everest (1953)
Contempt (1964)
The Conversation (1974)
Cool Hand Luke (1967)
The Count of Monte Cristo (1934)
The Country Girl (1954)
The Cousins (1959)
The Cranes Are Flying (1960)
Cries and Whispers (1972)
Crossfire (1947)
Crumb (1994)
Cry, the Beloved Country (1952)
The Crying Game (1992)

D

Damn Yankees (1958)
The Damned (1969)
Dance with a Stranger (1985)
Dangerous Liaisons (1988)
Daniel (1983)
Danton (1983)
Dark Eyes (1987)
Dark Victory (1939)
Darling (1965)
David Copperfield (1935)
David Holtzman’s Diary (1968, reviewed 1973)
Dawn of the Dead (1979)
Day for Night (1973)
The Day of the Jackal (1973)
The Day the Earth Stood Still (1951)
Days of Heaven (1978)
Days of Wine and Roses (1963)
The Dead (1987)
Dead Calm (1989)
Dead End (1937)
Dead Man Walking (1995)
Dead of Night (1946, reviewed 1946)
Dead Ringers (1988)
Death in Venice (1971)
Death of a Salesman (1951)
The Decalogue (2000)
Deep End (1971)
The Deer Hunter (1978)
The Defiant Ones (1958)
Deliverance (1972)
Desperately Seeking Susan (1985)
Destry Rides Again (1939)
Diabolique (1955)
Dial M for Murder (1954)
Diary of a Chambermaid (1964)
Diary of a Country Priest (1950, reviewed 1954)
Die Hard (1988)
Diner (1982)
Dinner at Eight (1933)
The Dirty Dozen (1967)
Dirty Harry (1971)
Dirty Rotten Scoundrels (1988)
The Discreet Charm of the Bourgeoisie (1972)
Disraeli (1929)
Distant Thunder (1973)
Diva (1982)
Divorce-Italian Style (1962)
Do the Right Thing (1989)
Dr. Jekyll and Mr. Hyde (1932)
Dr. Strangelove or: How I Learned to Stop Worrying and Love the Bomb (1964)
Doctor Zhivago (1965)
Dodsworth (1936)
La Dolce Vita (1961)
Donnie Brasco (1997)
Don’t Look Back (1967)
Double Indemnity (1944)
Down by Law (1986)
Dracula (1931)
The Dreamlife of Angels (1998)
Dressed to Kill (1980)
The Dresser (1983)
Driving Miss Daisy (1989)
Drowning by Numbers (1991)
Drugstore Cowboy (1989)
Duck Soup (1933)
The Duellists (1978)
Dumbo (1941)

E

The Earrings of Madame De . . . (1954)
East of Eden (1955)
Easy Living (1937)
Eat Drink Man Woman (1994)
Effi Briest (1977)
8 1/2 (1963)
Eight Men Out (1988)
The Elephant Man (1980)
Elmer Gantry (1960)
Empire of the Sun (1987)
Enemies, A Love Story (1989)
Les Enfants du Paradis (1945, reviewed 1947)
The English Patient (1996)
The Entertainer (1960)
Entre Nous (1983)
E.T. the Extra-Terrestrial (1982)
Europa, Europa (1991)
Every Man for Himself (1980)
The Exorcist (1973)
The Exterminating Angel (1967)

F

A Face in the Crowd (1957)
Face to Face (1976)
Faces (1968)
The Family Game (1984)
Fanny and Alexander (1983)
Fantasia (1940)
Farewell My Concubine (1993)
Far From Heaven (2002)
Fargo (1996)
Fast, Cheap and Out of Control (1997)
The Fast Runner (Atanarjuat) (2002)
Fat City (1972)
Fatal Attraction (1987)
Father of the Bride (1950)
Fellini Satyricon (1970)
La Femme Infidèle (1969)
La Femme Nikita (1991)
The Fisher King (1991)
Fist in His Pocket (1968)
Fitzcarraldo (1982)
Five Easy Pieces (1970)
The Flamingo Kid (1984)
The Fly (1958)
The Flamingo Kid (1984)
Force of Evil (1948)
For Whom the Bell Tolls (1943)
Forbidden Games (1952)
A Foreign Affair (1948)
The Fortune Cookie (1966)
The 400 Blows (1959)
Frankenstein (1931)
The French Connection (1971)
Frenzy (1972)
Friendly Persuasion (1956)
From Here to Eternity (1953)
The Fugitive (1947)
Full Metal Jacket (1987)
The Full Monty (1997)
Funny Face (1957)
Funny Girl (1968)
Fury (1936)

G

Gallipoli (1981)
Gandhi (1982)
Gangs of New York (2002)
The Garden of the Finzi-Continis (1971)
Gas Food Lodging (1992)
Gaslight (1944)
Gate of Hell (1954)
A Geisha (1978)
The General (1998)
General della Rovere (1960)
Genevieve (1954)
Gentlemen Prefer Blondes (1953)
Georgy Girl (1966)
Get Carter (1971)
Get Out Your Handkerchiefs (1978)
Ghost World (2001)
Giant (1956)
Gigi (1958)
Gimme Shelter (1970)
The Girl Can't Help It (1956)
Girl with a Suitcase (1961)
The Gleaners and I (2001)
The Goalie’s Anxiety at the Penalty Kick (1977)
The Go-Between (1971)
The Godfather (1972)
The Godfather Part II (1974)
Going My Way (1944)
Goldfinger (1964)
Gone With the Wind (1939)
The Good, the Bad and the Ugly (1968)
The Good Earth (1937)
Goodbye, Mr. Chips (1939)
Goodfellas (1990)
Gosford Park (2001)
The Graduate (1967)
Grand Hotel (1932)
Grand Illusion (1938)
The Grapes of Wrath (1940)
The Great Dictator (1940)
Great Expectations (1947)
The Great Man (1957)
The Great McGinty (1940)
The Greatest Show on Earth (1952)
Green for Danger (1947)
Gregory’s Girl (1982)
The Grifters (1990)
Groundhog Day (1993)
The Gunfighter (1950)
Gunga Din (1939)

H

Hail the Conquering Hero (1944)
Hair (1979)
Hamlet (1948)
Hamlet (2000)
Handle With Care (1977)
Hannah and Her Sisters (1986)
Happiness (1998)
A Hard Day’s Night (1964)
Harlan County, U.S.A. (1976)
Harry and Tonto (1974)
A Hatful of Rain (1957)
The Heartbreak Kid (1972)
Heartland (1981)
Hearts of Darkness: A Film Maker’s Apocalypse (1991)
Heat and Dust (1983)
Heathers (1989)
Heavy Traffic (1973)
Heimat (1985)
The Heiress (1949)
Henry V (1946)
Henry V (1989)
Henry Fool (1998)
Here Comes Mr. Jordan (1941)
High and Low (Japan) (1963)
The High and the Mighty (1954)
High Art (1998)
High Hopes (1988)
High Noon (1952)
High Sierra (1941)
The Hill (1965)
Hiroshima, Mon Amour (1960)
His Girl Friday (1940)
The Homecoming (1973)
Hoop Dreams (1994)
Hope and Glory (1987)
Hotel Terminus: The Life and Times of Klaus Barbie (1988)
The Hours (2002)
Household Saints (1993)
House of Games (1987)
How Green Was My Valley (1941)
How to Marry a Millionaire (1953)
Howards End (1992)
Hud (1963)
Huey Long (1985)
Husbands and Wives (1992)
The Hustler (1961)

I

I Know Where I’m Going (1947)
I Remember Mama (1948)
I Want to Live! (1958)
If . . . (1969)
Ikiru (1952, reviewed 1960)
I’m All Right, Jack (1960)
Imitation of Life (1959)
In Cold Blood (1967)
In the Bedroom (2001)
In the Heat of the Night (1967)
The Informer (1935)
Inherit the Wind (1960)
The Insider (1999)
Internal Affairs (1990)
The Ipcress File (1965)
It Happened One Night (1934)
It’s a Gift (1935)
It’s a Wonderful Life (1946)

J

Jailhouse Rock (1957)
Jaws (1975)
The Jazz Singer (1927)
Jean de Florette (1987)
Jerry Maguire (1996)
Johnny Guitar (1954)
The Judge and the Assassin (1982)
Judgment at Nuremberg (1961)
Ju Dou (1990)
Jules and Jim (1962)
Juliet of the Spirits (1965)
Junior Bonner (1972)

K

Kagemusha (1980)
The Killers (1946)
The Killing Fields (1984)
Kind Hearts and Coronets (1950)
The King and I (1956)
King Kong (1933)
King Lear (1971)
The King of Comedy (1983)
The King of Marvin Gardens (1972)
Kiss of the Spider Woman (1985)
Klute (1971)
Knife in the Water (1963)
Kramer vs. Kramer (1979)

L

L.A. Confidential (1997)
Lacombe, Lucien (1974)
The Lady Eve (1941)
The Lady Vanishes (1938)
Ladybird, Ladybird (1994)
Lamerica (1994, reviewed 1995)
The Last American Hero (1973)
The Last Emperor (1987)
The Last Metro (1980)
The Last Picture Show (1971)
The Last Seduction (1994)
Last Tango in Paris (