تبليغاتX
چهل و هشت

چهل و هشت

هدایت اله امینیان


چندي پيش در سايت بالاترين ،‌ مطلبي خواندم مبني بر آن كه نسبت جنسي دانشجويان در رشته هاي مختلف به هم خورده است و تلاش مي شود تا اين نسبت بهبود يابد و با توجه به نوع رشته براي جنسيت هاي مختلف تغيير نمايد.

جداي از تمامي ايراداتي كه بر نظام گزينش دانشجوي ما وارد است ،‌ نكتۀ ظريفي هم وجود دارد كه در اين ساليان دراز كمتر به آن پرداخته شده است. ايراداتي از قبيل تستي يا تشريحي بودن پرسش ها ، امنيت پاسخ نامه ها كه در اين بيست سال اخير به شدت مورد ترديد قرار گرفته است ، چگونگي انتخاب رشته ، ظرفيت ها ، گزينش هاي اخلاقي و سياسي ، تخصصي شدن رشته ها و ساير معايب همگي از جمله معايبي هستند كه در اين سال ها به آنها توجه شده است ولي يك نكته اساسي در اين ميان ديده نشده است كه شايد يكي از پاسخ هاي مناسب به تغيير نسبت جنسي دانشجويان در اين ساليان اخير بوده است.

عموم صاحب نظران عقيده دارند ، به دليل تغيير اوضاع اجتماعي كشور و آزادي هاي پيش آمده براي دختران و بانوان ،‌ موجب شده است ، تا اين گروه حضور بيشتري در دانشگاه ها داشته باشند ضمن آن كه مشكلاتي از قبيل كار ، امرار معاش و مهاجرت به منظور كسب درآمد منجر به كاهش ميل به ادامه تحصيل و در نتيجه حضور پسران و آقايان در دانشگاه ها شده است.

هر چند اين پاسخ ها تا اندازه اي با واقعيت هاي اجتماعي ما هم خوان است و اثر آنها را نمي توان ناديده گرفت ، منجر به پوشيده ماندن يكي از دلايل اصلي تغيير نسبت جنسي دانشجويان در دانشگاه ها شده است. البته ، اين دليل بيشتر در مواردي صادق است كه نظام گزينش دانشجو مبني بر آزمون هاي تستي و تشريحي است.

از نظر روان شناسي و علوم وابسته تا اندازۀ‌ زيادي مشخص شده است كه توانايي فراگيري زبان هاي خارجي در خانم ها بيشتر از آقايان است ، ضمن آن كه از استعداد خوبي در حفظ كردن موضوعات مختلف دارند. در حالي كه ، آقايان بيشتر در مسائل رياضي توانمند هستند. همچنين ، ‌خانم ها در سنين نوجواني و جواني در مقايسه با آقايان هم سن و سال از طبع لطيف تر و بالغ تري برخوردارند كه خود منجر به بروز استعدادهاي متنوع در زمينۀ نگارش ، شاعري ، نقاشي ، خطاطي و شاير امور هنري مي شود. بديهي است ،‌اين نكات كاملاً‌ تجربي و مبتني بر آمار مي باشد و ممكن است آقايان بسيار زيادي باشند كه از خانم هاي بسيار زيادي ، هنرمندتر باشند و يا حافظه قوي تري داشته باشند و يا بهتر به زبان خارجي صحبت كنند. با اين حال ، بد نيست به افراد پيرامون خود نگاهي دوباره داشته باشيد تا ببينيد زيبايي خط دختر خانم هاي نوجوان و يا حتي دبستاني تا چه اندازه بهتر از پسران هم سن و سال ايشان است و يا دفاتر نقاشي ايشان را با هم مقايسه كنيد تا مشخص شود كداميك در مجموع بهتر نقاشي مي كشد. حتي مي توانيد رد صورتي كه اجازه داشته باشيد به دفاتر يادداشت ايشان مراجعه كنيد تا ببينيد چه اندازه متن هاي دل انگيز و شاعرانه مي نويسند و در مقابل دفاتر و كتب پسران را هم ببينيد كه مملو از خطوط درهم ريخته و اسامي متفرقه است!

حال ،‌ با چنين روحياتي ،‌ نگاهي به دروس مورد آزمون در كنكور سراسري گزينش دانشجو مي اندازيم. براي مثال ، كنكور رياضي و تجربي در دو بخش برگزار مي شود ، دروس تخصصي و دروس عمومي. در دروس تخصصي ، رياضي و فيزيك و شيمي و زيست شناسي و زمين شناسي (بسته به نوع گروه آزموني) و در دروس عمومي ، ادبيات فارسي ،‌ زبان انگليسي (بسته به شرايط فرانسه يا آلماني و ...) زبان عربي و بينش اسلامي مورد آزمون قرار مي گيرند. اگر چه ، ضرايب هر يك از اين دو گروه و نيز هر يك از دروس متفاوت است ، با اين حال ،‌ آيا ميانگين وزني مناسبي با توجه به نوع رشته و نيز توانايي هاي هر يك از دو جنس دارند؟

در رشته تجربي ،‌ دروس زيست شناسي ،‌ زمين شناسي ،‌ ادبيات فارسي ،‌ زبان خارجي ،‌ عربي و بينش اسلامي به ميزان صد در صد و ‌درس شيمي تا اندازه بسيار زيادي در راستاي توانايي هاي شرکت کنندگان خانم قرار دارد كه با توجه به ضرايب هر يك و نيز كم بودن ضرايب دروس رياضي و فيزيك ، خودبخود ميزان پذيرش دانشجوي دختر در اين گروه افزايش مي يابد كه نتيجه آن را به صورت افزايش چشمگير دانشجوي دختر در رشته هاي كشاورزي و منابع طبيعي يم توان مشاهده كرد.

در رشته رياضي نيز وضعيت چندان بهتر نيست. در اين گروه نيز اگر چه دروس رياضي و فيزيك از اهميت بيشتر و در نتيجه ضريب بالاتري برخوردار هستند ولي در مقايسه با دروس عمومي و نيز درس شيمي اهميت آنها كاهش مي يابد. در نتيجه ، تعداد دانشجويان دختر در رشته هاي اين گروه نيز افزايش نشان مي دهد.

در گذشته ،‌ آن زماني كه ما در كنكور شركت مي كرديم ،‌ آزموني بود تحت عنوان آزمون هوش. جداي از تمامي مشكلات و ايرادات اين آزمون ، ‌يك نكته زيبايي در آن وجود داشت كه برخي از استعدادهاي ذهني يا فكري شركت كنندگان را مي سنجيد. مثلاً‌ توانايي درك اجسام هندسي و فضايي ، توانايي چرخش يك شكل فضايي در ذهن ،‌ برقراري ارتباط بين رشته هاي عددي و كلامي ، انجام محاسبات عددي و حسابي ساده در ذهن و .... همگي مبني بر اندازه گيري ويژگي هاي ذهني شركت كنندگان بود. اين آزمون اگر چه هيچ ربطي به اندازه گيري هوش افراد نداشت ولي منبع مقايسه اي خوبي براي ارزيابي شركت كنندگان در اختيار مي گذاشت. به وي‍ژه ،‌ مبتين بر كلا سهاي كنكور و منابع درسي مشخص و امثالهم نبود كه بتوان با يك دوره كلاس فشرده و چند جلسه تست زني آنها را فرا گرفت.

مشكلات موجود در نحوه گزينش دانشجو فقط محدود به جنسيت شركت كنندگان نيست. يك بار به موارد آزموني كنكور فكر كنيد ... آيا پرسش هاي مطروحه ، براي انتخاب يك پزشك مناسب است؟ آيا اين پرسش ها مي توانند يك پزشك را از يك مهندس كشاورزي ...‌ يا نه ... ‌از يك دندان پزشك يا داروساز ‌يا دامپرشك و يا پرستار تفكيك نمايد؟ چرا راه دور برويم ..... آيا اين آزمون ها مي توانند يك جراح را به ما نشان دهند؟ آيا مي توان در اين كنكور تفاوت بين يك معمار (با استعداد و نگاه هنري) و يك مهندس عمران (با استعداد و توانايي محاسباتي و مهندسي) را تشخيص داد؟ آيا در تفكيك مهندسين صنايع (با نگرش مديريتي و اقتصادي) از مهندسين مكانيك (با نگرش فني و توليدي) توانمند است؟ همين موضوع ،‌ در مورد مسايل مرتبط با جنسيت نيز صادق است. چگونه مي توان يك مهندس انتخاب كرد و از او توقع رسم فني و طراحي اجسام هندسي فضايي داشت و آن وقت خانم هايي را بر سر كلاس نشاند كه نگاه ایشان به رسم فني ، ‌نگاه نقاشي است! به بازار كار گرافيك كامپيوتري نگاهي بياندازيد ..... بيشترين ميزان حضور خانم ها در كار با نرم افزارهاي گرافيكي همچون فوتوشاپ است و كمترين ميزان حضور ايشان در كار با نرم افزاهايي مهندسي تر همچون اتوكد و تري دي استوديو ماكس است! ... در مقايسه با اين خيل عظيم خانم هاي پذيرفته شده در رشته هاي مختلف كامپيوتر ، چند نفر خانم برنامه نويس و تعميركار كامپيوتر مي شناسيد؟! چند شركت كامپيوتري مي شناسيد كه بر مبناي دانش فني خانم هاي فارغ التحصيل رشته كامپيوتر مي چرخد؟! البته ، اين پرسش ها نافي حضور موفق خانم ها در هر يك از عرصه هاي فوق و نيز نگاه هاي مرد سالارانه موجود نيست ،‌ موضوع اصلي وجود تفاوت هاي جنسي است كه شايد لازم است ، ديده شوند.

در هر حال ، ‌به نظر مي رسد با اندكي تغيير در موارد آزموني و نيز انتخاب پرسش هايي بهتر و از سر حوصله ، بتوان اين هرم جنسي را تغيير داد و نيازي به سهميه بندي و ايجاد محدوديت های غیرضروری در پذيرش جنس هاي مختلف در دانشگاه ها نباشد.

   +
        2:12 قبل از ظهر جمعه 2 آذر1386  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin



نظریۀ آشوب!!!!!!!!!!! در مبحث واژگان، این واژه انسان را به یاد بی نظمی می اندازد. به یاد حالتی که هیچ چیز بر سر جای خود نباشد. اما آیا واقعا چنین است؟؟؟!!!

 

مطالعه در مورد این مبحث در حقیقت از مطالعات هواشناسی شروع شد. چندی از دانشمندان هواشناسی مشغول مطالعه در مورد شرایط جوی و تأثیر موارد مختلف بر هوای جهان و نیز منطقه بودند. آنان به مدت دو سال مشغول مطالعۀ هوای یک منطقۀ خاص  با آب و هوای نسبتاً بی تغییر و کاملاً معتدل بودند و تمامی تغییرات را به صورت پیوسته ثبت می کردند. یک دستگاه ثبت نمودار تغییرات جوی ، هر روز رأس ساعت شش صبح روشن می شد و نمودار تغییرات را تا شش بعد از ظهر ثبت می کرد. اما در پاییز سال دوم ، ناگهان نمودار این تغییرات به طرز عجیبی عوض شد!!!!!! ..... نموداری مغشوش به ثبت رسید که نشانۀ بروز تغییرات شدید جوی بود. اما ، آن چه به چشم دیده می شد هیچ تغییری در کار نبود!!!!!!!

دانشمندان ، مطالعه در مورد این پدیده را شروع کردند تا دلیل این تغییر را دریابند. اما متوجه هیچ چیز خاصی نشدند. پس از گذشت پاییز، همه چیز دوباره عادی شد!!!!!!! این امر آنان را بر آن داشت تا یک سال دیگر مطالعات خود را در آن محل ادامه دهند. در پاییز سال بعد آنها همه چیز را تحت نظر داشتند و سرانجام توانستند نتیجۀ مشاهدات خود را بیابند!!!!!!

در نزدیکی آن محل ، دریاچه ای بود که گروهی از پرندگان مهاجر در پاییز به آنجا می آمدند. آن چه باعث تغییر شدید در نمودار می شد همین پرندگان بودند!!!!!!! پرواز دسته جمعی این پرندگان باعث می شد تا حرکت بال های آنان فشاری بر جو بیاورد و این فشار به مولکول های کناری هوا منتقل شود که این فشار در نهایت به سنسور ثبت نمودار دستگاه می رسید!!!! .... یکی از دانشمندان ، کنجکاو  شد تا بفهمد اگر این پرندگان آنجا نبودند چه اتفاقی رخ می داد؟؟!!!! .... وی با استفاده از یک برنامۀ کامپیوتری ، موقعیت منطقه را شبیه سازی کرد و برنامه را یک بار با حضور پرندگان و یک بار بدون حضور آنان اجرا کرد. نتایج حیرت انگیز بود!!!!!!!! ...... هنگامی که پرندگان وجود داشتند کامپیوتر شرایط را دقیقاً همان طوری نشان می داد  که در واقعیت دیده می شد. اما ، بدون حضور پرندگان ، طوفانی بزرگ در منطقه شکل می گرفت که باعث تخریب تقریباً 12 هکتار از اراضی آن منطقه می شد. در حقیقت پر زدن آن پرندگان باعث می شد تا شرایط شکل گیری این طوفان پیش نیاید...  !!!!!!!!!!!

پس از مطالعات جدی تر و عمیق تر و نیز شبیه سازی جو جهان آنان به نتیجه ای رسیدند که مهم ترین شعار نظریۀ آشوب نام گرفت:

 

«پروانه ای در آفریقا بال می زند و گردبادی در آمریکای جنوبی شکل می گیرد»

 

فشاری که بال زدن آن پروانه بر آتمسفر می آورد ، شاید بسیار ناچیز باشد ، اما فرآیند تشدید باعث می شود تا این فشار ناچیز و اندک به مرور و پس از طی مسافتی تبدیل به یک طوفان عظیم شود!!!!

 

در جایی دیگری، گروهی از دانشمندان علم ژنتیک مشغول مطالعه بر نقشۀ ژنتیکی قورباغه ها بودند. آنان سعی داشتند تا نقشۀ ژنتیکی این موجودات را تهیه کنند و از آن در راه پیشرفت دانش ژنتیک استفاده کنند. برای جلوگیری از زاد و ولد قورباغه ها و کنترل وضعیت آزمایشگاهی ، آنان تصمیم گرفتند فقط از قورباغه های نر استفاده کنند. پس از حدود یک سال مطالعه ، ناگهان چیزی غریب اتفاق افتاد!!! یک روز ، آنان متوجه شدند که پنج قورباغه به تعداد قورباغه ها افزوده شده است!!! !!!!!!!!

پس از مطالعات بسیار ،  آنان متوجه شدند به منظور جلوگیری از انقراض نسل ، در قورباغه ها جهشی ژنتیکی اتفاق افتاده است و این گروه از قورباغه ها شش ماه از سال را نر و شش ماه را ماده هستند!!!! و در فاصلۀ تغییر جنسیت ، در بدنشان تولید مثل می کنند.  این امر منجر به شعار دوم نظریۀ آشوب گشت:

 

«زندگی برای بقا راه خود را خواهد یافت»

 

نظریۀ آشوب ، در ابتدا فقط یک فرضیه بود. اما ، مطالعات بعدی آن را به یک تئوری محکم تبدیل کرد و مطالعات بیشتر حتی آن را به مرزهای علم نیز نزدیک کردند ، به طوری که امروزه از نظریۀ آشوب در معماری و عمران نیز استفاده می شود. یکی از اصول بیان شده در این علم چنین است:

 

«هیچ چیز قابل پیش بینی نیست»

 

از آنجایی که «حیات راه خود را خواهد یافت» ، حتی اگر با دقت بسیار زیاد شرایط را کنترل کنیم ، چون ما ، خود جزئی از مساله هستیم ، دچار اشتباه خواهیم شد. مثال زیر را در نظر بگیرید:

 

                       


 

اگر ما به دنبال این باشیم تا در این شکل یک نظم و یا یک معادله پیدا کنیم ، شاید هیچ گاه نتوانیم به فرمولی مناسب دست بیابیم. اما از آنجایی که باید برای توضیح انحرافات خطی موجود در این شکل ، الگویی قابل توضیح وجود داشته باشد ، با استفاده از هندسۀ نااقلیدسی ، چند فرمول مناسب بدست آمد که بخش اعظمی از این شکل را توضیح می دهد. با این حال ، برای مابقی شکل توضیحی وجود نداشت. بنابراین ، شاخه ای جدید در ریاضیات و هندسه ایجاد شد تا بتواند آن را توضیح دهد که این مسئله در نهایت به تئوری عدم قطعیت ختم  شد. به عبارتی دیگر ، ایجاد شرایط جدید باعث ایجاد علوم جدید می شود که گاهی تمام علوم قدیمی را زیر و رو می کند!!!!

حالا بیایید تا همان شکل را به طور کامل ببینیم:

                    

 


همان گونه که مشاهده می کنید ، تمامی بی نظمی موجود در آن شکل اول منجر به نظمی بزرگ شد ، یعنی ایجاد یک خط راست!!! .... در شکل اول ، به دلیل آن که ما در درون شکل قرار داشتیم یا به عبارتی دیگر ، جزئی از شکل بودیم ، نمی توانستیم به نظم کلی آن پی ببریم و به اشتباه افتادیم. در حالی که ، در شکل دوم ما از بیرون بر شکل می نگریم!!!!

عین همین مسئله را می توان در جهان جستجو کرد. دنیای اطراف ما پُر از نبوغ و خلاقیت های نهفته ، پدیده های نامکشوف و مبهم و توجیه ناپذیر و روابط سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی متفاوت است که ما قادر به فهم آنها نیستیم و برای توضیح و توجیه آنان دست به ایجاد علوم مختلف می زنیم. علومی که هیچ کدام قطعیت ندارند و به گفتۀ  نظریۀ آشوب قابل پیش بینی نیستند ، هر چند ممکن است ، در واقعیت درست باشند.

   +
        1:24 قبل از ظهر پنجشنبه 5 مهر1386  هدايت اله امينيان    | 
  Balatarin