در ماهنامه شهروند امروز ، مقاله ای خواندم که بحثی را تحت عنوان هنرمند دولتی یا غیر دولتی عنوان می کرد. مقاله اگر چه به زیبایی نگاشته شده است ولی گزارشگران و مصاحبه گیران از قدرت کافی در برخورد با مصاحبه شوندگان نیستند. به عبارتی ، در اندازه های آنها نیستند . به همین خاطر مصاحبه شونده به راحتی از دست مصاحبه کننده می گریزد.
آیا هنرمند دولتی و غیر دولتی منحصر به شاعران است؟!
سراسر هنر این کشور مملو از هنرمندان دولتی است. اگر تمامی هنرهای کشور را جمع بزنید که سهل است حتی ورزش این کشور نیز انباشته از ورزشکاران و مربیان دولتی است!!!!! .... چرا به همین جا ختم کنیم ؟! تمامی علم و دانش این کشور نیز دولتی است؟! .....
می گوئید نه ؟!
چند تا کارگردان می شناسید که با استفاده از امکانات وزارت خانه ها و سازمان های دولتی کارگردان سینما و تلویزیون شده اند؟! از چه فرار می کنید؟! کم بودند و هستند کارگردانانی که از قبل بنیاد سینمایی فارابی و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و کمیته امداد و بنیاد جانبازان و مستضعفان و شازمان های مشابه و وابسته ، کارگردان شدند؟! این امکاناتی که در اختیار چهار تا کارگردان مجموعه ساز تلویزیونی و کارگردان تاریخی ساز قرار داده اند و سالیانه ، به نوبت و پشت سر هم سریال می سازند آیا از امکانات دولتی استفاده نمی کنند؟! آیا تنها کارگردانان این مملکت همین چند نفر هستند؟! چند تا کارگردان سینما می شناسید که با امکانات دولت در مغز ما رفته اند که بزرگ ترین کارگردانان سینمای ایران که نه ، بل تمام جهان هستند!!!!! .... به کارهایشان نگاه کنید ... جز کپی برداری به انوع مختلف ، چیز دیگری هستند!؟ برنامه های تلویزیونی هم ... !!!
در بازیگری و سایر عرصه های سینمایی ما نیز کم نیستند این گونه بازیکن هایی که به نوبت و هر چند سال یک بار با حمایت انواع مختلف سازمان ها و رسانه های دولتی و نیمه دولتی و مقهور دولت ، ستاره می شوند!!!!!!!!!!! آیا تمامی این خانم ها و آقایان تنها با استعداد شخصی به این قله های رفیع شهرت و ثروت رسیدند .... یا انواع مختلف رانت و حمایت پشت سر هر کدام خوابیده بود و است!!!!!!!!
چرا سینما ، آیا ادبیات ما فارغ از حمایت دولتی است ؟؟؟!!! با شعر کار ندارم ، ولی مگر در زمینه داستان نویسی و ترجمه کتاب های داستان این پدیده رخ نمی نماید؟؟!!! آمار فروش واقعی کتاب های نویسندگان ادبیات دولتی ما خود گویا است؟؟؟!!! منظور از فروش واقعی ، فروشی است که خود مردم و به میل خود و نه به انواع حمایت های مختلف دولتی که در مقاله شهروند امروز بدان اشاره شده است ، به خرید کتاب اقدام کرده اند!!!!!!! زمانی بود ، وقتی یک کتاب از یک نویسنده مثلاً دگر اندیش چاپ می شد ، نسل جوان مشتاقانه به دنبال آن کتاب بودند ........ به تدریج کتاب های ترجمه شده کارلوس کاستاندا و میلان کوندرا و پائولو کوئیلو و گابریل گارسیا مارکز و چند ده نویسنده دیگر جایگزین شد تا دیگر جایی برای حضور اتفاقات ادبی داخلی وجود نداشته باشد ..... چه وقفه عجیبی افتاده است بین سیمین دانشور و محمود دولت آبادی و هوشنگ گلشیری و احمدمحمود و بزرگ علوی و رضا براهنی و عباس معروفی و بقیه با این نسل جدید نویسندگان ........ به راستی چند تا از این نویسندگان نسل جدید در همین حالا ، در اندازه های هر یک از این افراد گفته شده هستند ..... فکر نمی کنید باید کمی فاصله ها کمتر می شد ...... فکر نمی کنید چند نفی به اندازه چند سال بین این آدم ها فاصله است!!!!!!!!!!!!!
بخش علم و دانش دانشگاهی ما هم فارغ از این رانت ها و حمایت های دولتی نیست ....... یک سری به دانشگاه ها بزنید و از دانشجویان بی غرض بپرسید آیا در دانشگاه های ما ، کس دیگری وجود ندارد که شایسته تر از این آقایان به اصطلاح استاد نمونه ، مرد علمی و القاب مشابه باشد.
در ورزش ما هم همین است ..........
باید دید در پشت تمامی این جوایز و افتخارات و عنوان ها و عضویت های رنگارنگ در کمیسیون های مختلف چه چیزی خوابیده است!!!! این چه مهره ماری است که این چنین موثر افتاده است و ما از آن بی خبریم!!!